تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
كه چون دليلى بر آنها نبود ، از ذكر آنها صرف نظر كرديم . « 1 »

هدف قرآن از پرداختن به سرگذشت پيشينيان

با نزول قرآن ، پيام آسمانى هدايت ، در قالب رسالت رسولان پايان مىپذيرد و ديگر انسانى فرشته‌خوى مأموريت گرفتن پيام و عرضهء آن به انسان را ندارد . و اينك قرآن آخرين حلقه از سلسلهء بلند پيام‌هاى الهى و نهايىترين برنامهء زندگى براى بشر تا در هم كوبيده شدن اين كرهء خاكى است . خداوند در اين نوشتار نه بسيار بلند تمام آن چه را بشر در گذر زمان و در طول حيات خود براى آماده شدن براى حياتى ديگر بدان نيازمند است ، فرو فرستاده است . بىشك اين نوشتار ، اين آخرين پيام و اين نهايىترين دستور بايد جزء به جزء و كلمه به كلمه و حتى حرف به حرف خوانده شود و پيامش و سخنش هدايت بخش زندگى قرار گيرد . خداوند در اين مجال اندك ، از سرگذشت پيشينيان بسيار گفته است ، آيا جز اين مىتوان تصور كرد كه آن رفتگان و در خاك خفتگان از وراى كفن‌هاى پوسيده و جسدهاى بر باد رفته‌شان براى ما و همهء افراد بشر پيامى دارند كه از هر سخنى رساتر و از هر كلامى شنيدنىتر است . اين پيام چيست و خداوند از پرداختن به آن ، ما را به چه رهنمون مىگردد ؟ از نظر مفسران نمونه ، « تاريخ گذشتگان عبرتى است و آيتى براى آيندگان ، حتى تجربه هم نيست ؛ زيرا در تجربه بايد انسان متحمل ضايعاتى شود تا نتايجى بگيرد ، اما در اين جا از ضايعات ديگران نتيجه عايد ما مىشود . » « 2 » . و عنوان مىدارند كه « قرآن مسائل كلى حساس را غالبا در ضمن مثال و يا مثال‌ها و يا نمونه‌هايى از تاريخ گذشته مجسم مىسازد . » « 3 » . ايشان از داستان اصحاب كهف درس‌هاى آموزندهء بسيارى فرا مىگيرند ؛ لزوم شكستن سد تقليد ، هجرت از محيطهاى آلوده ، تقيه ، امدادهاى شگفت‌آور الهى ، پاكى تغذيه ، تكيه بر مشيت خداوند ، بحث منطقى در برخورد با مخالفان و در نهايت ، شاهدى ديگر بر امكان معاد جسمانى . « 4 » و تأكيد مىكنند كه :
هامش
( 1 ) . همان ، ص 371 . ( 2 ) . همان ، ج 15 ، ص 327 ؛ نيز ر . ك : ج 12 ، ص 369 . ( 3 ) . همان ، ج 12 ، ص 354 . ( 4 ) . نيز ر . ك : همان ، ص 412 .
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 447 | شادى نفيسى