تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
سخنان ركيك به طور مداوم بر هم مىريختند ، خداوند هم بارانى از سنگ بر سر آنان فرو ريخت . « 1 » در جاى ديگر نيز پس از آن كه گناه خاص اين قوم را مخالف با قانون خلقت و ناهماهنگ با سازمان وجود انسان معرفى مىكنند ، نتيجه مىگيرند كه : جاى تعجب نيست كه ساير قوانين خلقت نيز درباره اين قوم دگرگون گردد و به جاى بارانى از آب حيات‌بخش ، بارانى از سنگ بر سر آنان فرود آيد و سرزمين آرامشان با زلزله‌ها زير و رو گردد و نه تنها نابود شوند كه آثارشان نيز محو گردد . « 2 » چنين استدلال‌هايى استوار نمىنمايد ، خصوصا اين كه در موارد ديگر ، كه اقوام گذشته به عذاب دچار آمدند ، از اين هماهنگى سخنى به ميان نياورده‌اند .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 9 ، ص 191 . ( 2 ) . همان ، ج 15 ، ص 508 .