وسيله نقليهء سريع ، مواد اوليه ، و نيروى كار فعال لازم است كه آن را به عصر آن حضرت مختص ندانسته ، توجه به آن را در همهء زمانها براى ادارهء صحيح كشورها ضرورى مىدانند . « 1 » اينها شمارى از نكات آموزندهاى است كه براى آن برشمردهاند ؛ اما در كنار اينها مواردى نيز وجود دارند كه پيوند آنها با آيات كاملا استوار نمىنمايد .
ايشان ابراز مىدارند :
اين داستان نشان مىدهد كه گاه غايب شدن يك پرنده و پرواز استثنايى او بر فراز يك منطقه ممكن است مسير تاريخ ملتى را تغيير دهد و آنها را از شرك به ايمان و از فساد به صلاح كشاند . « 2 »
و در جاى ديگر مىافزايند :
گاه يك انسان با دارا بودن بزرگترين قدرت ممكن است نيازمند به موجود ضعيفى همچون يك پرنده شود ، نه تنها از علم او كه از كار او نيز كمك مىگيرد و گاه مورچهاى با آن ضعف و ناتوانى وى را تحقير مىكند . « 3 »
ايشان داستان آيهء 259 سورهء بقره را كه به عزير منتسب است ، تجسمى از معاد جسمانى مىدانند « 4 » كه آيهء بعد از آن ، يعنى حكايت حضرت ابراهيم و چهار پرنده ، نيز در ضمن اين كه به همين حقيقت غيرقابل تأويل اشاره دارد ، برخى شبهات وارد بر آن را توضيح داده است . « 5 »
عذابهاى الهى ، بخشى ديگر از حكايتهاى گذشتگان است . مفسران نمونه در ذيل آياتى كه از عذاب قوم لوط خبر داده است ، بر يك حقيقت كلى تأكيد كردهاند و آن اين كه بايد تناسبى بين عذاب و نحوهء گناه وجود داشته باشد .
سپس در بيان مصاديق خارجى آن مىآورند :
از آن جا كه اين قوم در طريق انحراف جنسى ، همه چيز را دگرگون ساختند ، خداوند نيز شهرهاى آنها را زير و رو كرد و از آن جا كه طبق روايات ، بارانى از
هامش
( 1 ) . همان ، ج 18 ، ص 37 و 38 . البته اين سخن در خور تأمل است .
( 2 ) . همان ، ج 15 ، ص 485 .
( 3 ) . همان ، ص 485 و 486 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 218 .
( 5 ) . همان ، ص 228 - 232 .