جزئيات داستانها مىپرداخته ، تا حد زيادى بپرهيزد .
مفسران نمونه علاوه بر اين كه اشتياق وافرى به ريزهكارىها و تفصيلهاى داستانى نشان نمىدهند ، شديدا به پيراستن داستانها از خرافات و افسانهها اهتمام مىورزند .
به نظر مىرسد در بازگويى داستانها ، اين مهمترين اصلى است كه بدان پاىبند ماندهاند . پافشارى آنان بر اين امر به خوبى گوياى توجه ايشان به نيازهاى عصرى است كه در آن مىزيستهاند ، دورانى كه در آن دين ، به بهانهء راه يافتن برخى باورهاى سست و بىپايه در آن ، آماج شديدترين حملات مدعيان علم قرار گرفته بوده است .
قرآن كريم در آيهء 259 سورهء بقره از رويدادى عجيب خبر داده است بىآن كه به معرفى شخصيت اصلى آن داستان و زمان و مكانش بپردازد . مفسران نمونه او را پيامبرى الهى دانستهاند و در معرفىاش تنها به نقل اسامى احتمالى « ارميا » و « خضر » و ترجيح نام مشهور « عزير » بسنده كردهاند . و دربارهء آن آبادى ، سخن بعضى را كه آن را بيت المقدس دانستهاند كه بر اثر حملهء بخت النصر ويران گشته است ، بىآن كه توضيحى دهند ، بعيد شمردهاند « 1 » .
خداوند در آيهء شريفه از خوراك و نوشيدنى آن رهگذر نام مىبرد . ايشان تصريح مىكنند كه در آيه ، مورد آن مشخص نشده است ؛ اما خود به صرف گفتهء برخى ، كه آن دو عبارت از انجير و يك نوع آب ميوه بودهاند ، نتيجه مىگيرند كه « و مىدانيم كه اين دو بسيار زود فاسد مىشوند و بنا بر اين بقاى آنها در اين مدت طولانى موضوع مهمى است . » « 2 » . البته در اين صورت بايد پرسيد اگر اين نكته در داستان مهم بوده است ، چرا قرآن آن را نياورده است ؟
بلافاصله در آيهء بعد ، قرآن حكايتى ديگر را كه بر حضرت ابراهيم عليه السّلام رفته است ، به اختصار در يك آيه باز مىگويد . مفسران نمونه در تبيين اين واقعه ، به داستانى در اين باره اشاره مىكنند « 3 » و بر اساس همان هم به توضيح مراد آيه مىپردازند . در تعيين مصاديق چهار پرنده ، آنها را بنا بر روايات معروف ، طاووس ، خروس ، كبوتر و كلاغ معرفى مىكنند « 4 » و تعداد كوهها را كه در قرآن بدان تصريح نشده است ، بر اساس روايات
هامش
( 1 ) . همان ، ص 218 .
( 2 ) . همان ، ص 221 .
( 3 ) . همان ، ص 223 .
( 4 ) . همان ، ص 226 .