تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
« از مجموع اين گفتگوها نتيجه مىگيريم كه متوقف ساختن يا كند كردن فوق‌العادهء حيات امكان‌پذير است و مطالعات مختلف علمى ، امكان آن را از جهات گوناگون تأييد كرده است . » ولى در عين حال تأكيد مىكنند كه : اشتباه نشود ، هرگز نمىخواهيم جنبهء اعجاز خواب اصحاب كهف را با اين سخنان انكار كنيم ، بلكه مىخواهيم آن را از نظر علمى به ذهن نزديك نماييم ؛ زيرا مسلّما خواب اصحاب كهف يك خواب عادى و معمولى مانند خواب‌هاى شبانهء ما نبوده است . خوابى بوده كه جنبه استثنايى داشته است . بنا بر اين ، جاى تعجب نيست كه آنها ( به ارادهء خداوند ) در خواب طولانى فروروند ، نه گرفتار كمبود غذا شوند و نه ارگانيزم بدن آنها صدمه ببيند . سپس ايشان براى اثبات خارق العاده بودن خواب آنها ، به ظاهر آيات مربوطه استناد مىكنند و منظرهء رعب‌انگيز ايشان را گواه بر اين امر دانسته ، حالتى استثنايى جهت حفظ آنها تلقى مىكند . « 1 » و مىافزايند كه : عوامل مرموزى كه هنوز براى ما ناشناخته مانده است . . . آنها را به سمت راست و چپ مىگردانده است تا به ارگانيزم بدن آنها صدمه‌اى وارد نشود . « 2 » واقعهء غريبى كه خداوند در آيهء 259 سورهء بقره باز مىگويد ، حكايت ديگرى از وقوع خرق عادات است . دربارهء شخصيت اصلى اين داستان كه به عزير معروف گشته است ، سخنى در قرآن نيامده و نبوت او امرى مسلّم نيست . در اين واقعه ، سخن از پيامبرى الهى و امتى ستيزه‌جو و يارانى دلير و راست ايمان نيامده است . اين داستان حكايت كلام نفسانى فردى است كه در گذر از شهرى ويران و استخوان‌هايى پراكنده از چگونگى وقوع قيامت و زنده شدن دوبارهء اين پيكرهاى پوسيدهء بر باد رفته ، با خداى خود گفتگو مىكند . مفسران نمونه در باز گفتن اين داستان ، « 3 » ظاهر آيات را ملاك قرار مىدهند و به نقد سخن كسانى مىپردازند كه اطلاق مرگ را براى عزير مجازى دانسته ، آن را در واقع ، نوعى خواب به نام « سبات » تلقى كرده‌اند و در رد اين سخن دلايل زير را اقامه مىكنند :
هامش
( 1 ) . همان ، ص 369 و 412 . ( 2 ) . همان ، ص 412 . ( 3 ) . همان ، ص 217 و 218 .