بىرقيب در عرصهء معرفت مىتاخته و كوس انا الحق آن ، گوشها را كر ساخته و جمال دلفريب آن ، خردها را مفتون خود كرده بود .
از اين رو است كه ايشان تصريح مىكنند كه پاسخشان « با علوم روز نيز كاملا سازگار است . » اقدام ايشان را بايد در واقع تلاشى براى تقريب به ذهن انسانهايى دانست كه براى پذيرش هر حقيقتى بايد آن را آراسته به جامهء علم بيابند ؛ چنان چه در موارد ديگر نيز شاهد آن خواهيم بود . با توجه به اين هدف ، روشن است كه حتى اگر مقدمات علمى عنوان شده مورد نقد قرار گيرند ، باز هم هدف حاصل شده است ؛ چرا كه آن مقدمات ، اين حداقل نتيجه را در برداشتهاند كه تا حدودى امكان وقوع آن را بنمايانند با وجودى كه هنوز علم در اثبات كامل آن ناتوان باشد . البته در اين صورت بايد اين استدلال را نه پاسخ آن شبهه ، بلكه تنها ذكر مثالى دانست و براى پاسخگويى ، دليلى متقن اقامه كرد .
داستان حضرت سليمان سراسر اعجاب و شگفتى است . مفسران نمونه دربارهء آن با نگاهى كلى نوشتهاند :
داستان حكومت حضرت سليمان جنبهء عادى نداشت ، بلكه توأم با خارق عادات و معجزات مختلفى بود .
و آن را قدرت نمايى خداوند تلقى مىكنند :
در حقيقت ، خداوند قدرت خود را در ظاهر ساختن اين حكومت عظيم و قوايى كه مسخر آن بود ، نشان داد و مىدانيم از نظر يك فرد موحد ، اين امور در برابر قدرت خداوند سهل و ساده و آسان است . « 1 »
هم ايشان در تفسير تك تك امور خارق العاده در ملك حضرت سليمان عليه السّلام شيوهاى مشابه را پيش مىگيرند . دربارهء نعمت باد كه خداوند متعال آن را در اختيار پيامبرش قرار داده بود ، اگر چه از چگونگى عمل آن ابراز بىاطلاعى مىكنند ، اما آن را خارج از قدرت خداوند ندانسته ، وقوع آن را خارج از قاعده تلقى نمىكنند ؛ چرا كه امثال آن را در تاريخ گذشتگان فراوان مىدانند و مىنويسند :
در اين كه باد چگونه دستگاه سليمان . . . را به حركت درآورد براى ما روشن نيست . همين قدر مىدانيم هيچ چيز در برابر قدرت خدا مشكل و پيچيده
هامش
( 1 ) . همان ، ج 5 ، ص 431 .