اين آيات به تفسير اين واقعه نپرداخته ، به ترجمهء تحت اللفظى آن بسنده مىكنند ؛ ليكن در تفسير آيهء 63 سورهء بقره برداشتهاى مختلفى را از اين واقعه نقل مىكنند و در ذيل آن به نقل از مرحوم طبرسى ، تفسيرى اعجازگونه و مطابق با ظاهر آيات از آن مىدهند و مىآورند :
خداوند هم فرشتگان را مأمور كرد كه تا قطعهء عظيمى از كوه را بالاى سر آنها قرار دهند . « 1 »
در ادامه ، مفسران نمونه ديدگاههاى ديگر مفسران را مطرح مىكنند . از جمله ، دو احتمال كه بر مبناى آنها ، واقعه از طرق معمولى و در اثر زلزله روى داده است . « 2 » البته اين معانى از لحاظ پيوندى كه با موضوع پيمان گرفتن دارند ، بايد بررسى شوند ؛ اما در اين جا آن چه براى ما مهم است ، اين است كه اگر چه مفسران نمونه ، اين دو برداشت را ترجيح ندادهاند ، اما حداقل به طرح آن پرداختهاند و نقدى نيز بر آن وارد نياوردهاند .
حضرت ابراهيم عليه السّلام از پيامبران الهى است كه قرآن او را بارها به بزرگى ستوده است تا بدان جا كه به مقام دوستى با خداوند « 3 » مفتخر گرديده است . در آيهء 260 سورهء بقره ، پرسشى از آن حضرت نقل شده است كه به ظاهر ، باور داشتن آن از اركان اوليهء ايمان هر ايمان دارندهاى است و در پاسخ آن ، نمونهاى عينى از مرگ و زندگى دوباره را به نمايش گذارده شده است . مفسران نمونه درخواست حضرت ابراهيم را براى مشاهدهء چگونگى زنده كردن مردگان ، ناظر به چگونگى رستاخيز ، نه اصل آن مىدانند و از اين گفتگو نتيجه مىگيرند كه :
استدلالات علمى و منطقى ممكن است يقين بياورد ، اما آرامش خاطر ايجاد نكند ؛ زيرا استدلال ، عقل انسان را راضى مىكند نه دل و عواطف انسان را . . . . « 4 »
اما توضيح نمىدهند كه آن هنگام كه پيامبرى چنين بزرگ ، يك چنين درخواستى مىكند ، چه انتظارى از مؤمن عوام مىرود ؛ خصوصا آن كه در جواب درخواست او ، خداوند به نمونههاى موجود در هستى ، كه تجربهء آن براى همگان فراهم است ، اشاره نمىفرمايد ، از باران و حيات و رويش گياهان نمىگويد ، از قدرت خداوند در خلقت
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 202 .
( 2 ) . همان ، ص 203 .
( 3 ) .وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا . . .. سورهء نساء ، آيهء 125 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 225 و 226 .