تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
بنى اسرائيل قوم برگزيدهء خداوند بود كه داستان عنايت‌هاى پى در پى خداوند بر آنها از يك سو و پيمان شكنىها ، سستىها و كژانديشىهايشان از سوى ديگر ، داستانى طولانى است . مفسران نمونه در تفسير اين دسته رويدادها از سرگذشت اين قوم ، به ظاهر آيات پاىبند مىمانند و در تبيين صاعقهء مرگبارى كه بر برگزيدگان قوم حضرت موسى عليه السّلام فرود آمد و آنان را هلاك ساخت اما دگرباره به درخواست پيامبرشان ، از نعمت حيات برخوردار شدند ، « 1 » و نيز در توضيح پديدار شدن چشمه‌هايى جوشان از ضربت عصاى حضرت موسى « 2 » و در تفسير نعمت سايه در بيابان كه خداوند به آن بر آنها منت گذارده است ، « 3 » از مجازگويى و تأويل مىپرهيزند . همچنين عقوبت خفت‌آور مسخ را كه بدان دچار آمدند « 4 » و داستان گاو بنىاسرائيل « 5 » را كه سورهء بقره به آن نام بردار است بر روال ظاهر آيات باز مىگويند و توضيح مىدهند كه : در آيات مربوط به بنىاسرائيل و همچنين آيات مربوط به پيروان مسيح و اقوام ديگر ، به امور خارق العاده‌اى برخورد مىكنيم كه با موازين اسباب و علل ظاهرى سازگار نيست . اين گونه مسائل كه قسمت مهمى از معجزات انبيا را تشكيل مىدهد ، چنان كه در جاى خود گفته شده ، امر محال يا استثنا در قانون علت و معلول نيست ، بلكه تنها ، مخالف دستگاه علت و معلولى است كه ما با آن خو گرفته‌ايم . بديهى است تغيير مسير علل و معلول عادى براى آفريدگار آنها به هيچ وجه مشكل نيست ؛ چه اين كه اگر از روز اول ، اين علل و معلول را طور ديگرى ديده بوديم و به آن خو گرفته بوديم ، وضع كنونى را خارق عادت و محال مىدانستيم . [ و نتيجه مىگيرند : ] كوتاه سخن اين كه آفرينندهء دستگاه علت و معلول ، حاكم بر آن است نه محكوم آن و در زندگانى روزمرهء خود ، موارد استثنايى در برابر وضع موجود كم نيست . مفسران نمونه در اين بيان خود ، اولا بيش‌تر اين امور خارق العاده را در شمار معجزات پيامبران دانسته‌اند . اگر مراد ايشان از معجزه ، همان معناى اصطلاحى آن و
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 175 . ( 2 ) . همان ، ص 184 . ( 3 ) . همان ، ص 177 . ( 4 ) . همان ، ص 204 . ( 5 ) . همان ، ص 212 .