تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
هراس و وحشت چارپايان ديگر مىشده است و از هيئتى غريب و جثه‌اى هراسناك سخن نمىرانند ، همانطور كه در تبيين احتمال اول نيز اختصاص آب يك روز به آن حيوان را دليل عظيم الجثه بودن آن تلقى نمىكنند . علاوه بر اين ، درنهايت ، تنها به اشاره به اين نكته بسنده مىكنند كه : . . . در بعضى از روايات كه از طريق شيعه و اهل تسنن نيز نقل شده مىخوانيم كه از عجائب آفرينش اين ناقه آن بوده كه از دل كوه بيرون آمد و خصوصيات ديگرى نيز براى آن نقل شده كه اين جا جاى شرح آن نيست . « 1 » در تفسير همين آيات در سوره‌هاى شعرا ، « 2 » قمر « 3 » و شمس « 4 » نيز به همين دو ويژگى اشاره مىكنند ، اختصاص سهم آب يك روز و برآمدن از دل كوه ، كه اولى از قرآن و دومى از روايات ، استفاده مىشود با اين تفاوت كه تأكيد سخن در اين موارد گونه‌گون است و در دو مورد اخير ، با مشهور خوانده شدن روايات مورد استناد ، تأكيد بيش‌ترى بر آنها رفته است . و در سورهء قمر ، اگر چه در بيان احتمالات عنوان شده براى تقسيم آب ، سخن تازه‌اى نيامده ، اما اين بار با تقدم احتمال دوم ، يعنى عدم امكان جمع ناقه با ديگر حيوانات در استفاده از آب به علت فرار آنها ، اين تفسير را مورد توجه قرار داده‌اند و در نهايت نتيجه گرفته‌اند كه مشكل تقسيم آب ، به مضيقه افتادن مردم بوده است و اين بار نيز اين نتيجه‌گيرى خود را به علت عدم تناسب با آيات ديگر ، كه بر وفور آب در آبادى آنها دلالت دارد ، نقد مىنمايند . آن چه در مجموع از اين سخنان گونه‌گون مىتوان نتيجه گرفت ، اين است كه از نظر مفسران نمونه ، قرآن به اجمال از اين ناقه سخن گفته است و آن چه در خصوص آن مطرح شده ، در واقع وجه اعجاز آن نيست . آنان در تفسير اين ويژگى قرآنى ناقه ، به طرح احتمالات پرداخته ، بعضا به طرق عادى و معمول ، آن را تبيين كرده‌اند و در واقع چاره‌اى نديده‌اند جز آن كه در بيان وجه اعجاز آن به روايات استناد كنند كه در اين باره نيز راه اعتدال را پيموده و مشهورترين قول را اختيار كرده‌اند و از پرداختن به تفصيل بيش‌تر پرهيز كرده‌اند .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 9 ، ص 157 . ( 2 ) . همان ، ج 15 ، ص 312 . ( 3 ) . همان ، ج 23 ، ص 54 . ( 4 ) . همان ، ج 27 ، ص 56 .
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 422 | شادى نفيسى