تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
سپس شرح آن را به تفسير آيات مربوطه در سورهء هود ارجاع داده ، در اين جا تنها با استناد به تعبير « ناقة اللّه » نتيجه مىگيرند كه اين ناقه ، شترى معمولى و عادى نبوده ، بلكه امتيازاتى داشته است . « 1 » هم ايشان در ذيل آيهء 64 سورهء هود ، همان گونه كه گذشت ، به استناد تعبير « ناقة اللّه » و نيز بر اساس يك ضرورت عقلى مبنى بر اين كه اين حيوان به عنوان نشانهء الهى و دليل حقانيت حضرت صالح ارائه شده ، بر خارق العاده بودن آن استدلال مىكنند و در عين حال ، تصريح مىكنند كه قرآن در بيان وجه اعجاز آن ، جز به يك نكته اشاره نكرده است و آن ويژگى نيز در اختصاص دادن سهم آب يك روز در ميان به اين شتر بوده است . اما اين ويژگى چه امر غيرعادىيى بوده است كه مىتوانسته گواه حقانيت پيامبرى الهى باشد . ايشان در تفسير اين امتياز مىآورند : « ولى كاملا مشخص نشده كه اين تقسيم آب چگونه خارق العاده بوده . » . سپس به طرح دو احتمال مىپردازند : يك احتمال اين است كه اين حيوان آب فراوانى مىخورده ، به گونه‌اى كه تمام آب چشمه را به خود اختصاص مىداده . . . احتمال ديگر آن است كه به هنگامى كه آن حيوان وارد آبشخور مىشده ، حيوانات ديگر جرأت ورود به محل آب را نداشتند . و در ادامه براى بسط بيش‌تر مطلب ، به تبيين احتمال اول مىپردازند : اما چگونه اين حيوان از تمام آب مىتوانسته استفاده كند ؟ اين احتمال هست كه آب آن قريه كم بوده ؛ مانند آب قريه‌هايى كه چشمهء كوچكى بيش ندارند و مجبورند آب را در تمام شبانه روز در يك گودال مهار كنند تا مقدارى از آن جمع شود و قابل استفاده گردد . [ سپس آن را چنين نقد كرده‌اند : ] ولى از طرفى از پاره‌اى از آيات سورهء شعرا استفاده مىشود كه قوم ثمود در منطقهء كم آبى زندگى نداشتند ، بلكه داراى باغ‌ها و چشمه سارها و زراعت‌ها و نخلستان‌ها بودند . « 2 » جالب اين است كه مفسران نمونه تنها به بسط احتمال اول مىپردازند و تبيينى عادى از آن ارائه مىدهند اگر چه مورد نقض آن را نيز بيان مىدارند و دربارهء احتمال دوم سخنى نمىگويند و به تفسير آن نمىپردازند كه چگونه شترى رام و اهلى ، موجب
هامش
( 1 ) . همان ، ج 6 ، ص 236 . ( 2 ) . همان ، ص 156 و 157 .