تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
وجود وقايع مشابه فراوان از اين دست ، در سرگذشت پيشينيان را مؤيدى بر تفسير اعجازگونه از رويدادهاى تاريخ آنان تلقى كرده‌اند كه البته اين خود ، عين مدعا است و نمىتوان از آن به اين صورت ساده ، در تأييد چنين روش تفسيرى استفاده كرد . با اين همه ، چنان چه ظاهر آيات ، وقوع اين گونه رويدادها را از مجراى عادى برتابد ، از طرح و پذيرش چنين تفسيرى نيز ابايى نداشته‌اند . خداوند متعال در آيات 49 سورهء آل عمران « 1 » و 110 سورهء مائده « 2 » به پاره‌اى از معجزات حضرت عيسى عليه السّلام اشاره مىكند . مفسران نمونه ، در تفسير اين آيات ، همچون همهء مفسران ، بر معناى حقيقى آيات تأكيد كرده‌اند و سخن كسانى را كه بر تأويل اين دسته از معجزات اصرار مىورزند ، اولا با ملاك قرار دادن بيان صريح و ظاهر آيات ، مورد نقد قرار داده‌اند و در وهلهء دوم ، در رد آن چنين استدلال كرده‌اند : اصرار و پافشارى در اين گونه توجيهات هيچ موجب و دليلى ندارد ؛ زيرا اگر منظور انكار اعمال خارق العادهء پيامبران باشد ، قرآن در موارد بسيارى به اين موضوع تصريح كرده ، به فرض كه يك يا چند مورد را توجيه كنيم ، بقيه چه خواهد شد ؟ « 3 » در اين جا ايشان نه از معجزات به طور خاص ، بلكه از اعمال خارق‌العادهء پيامبران به طور كلى سخن گفته‌اند و در استناد به آن ، مبنا و ضرورتى عقلى براى پذيرش آن مطرح نكرده‌اند ، بدان سان كه براى معجزات ( به معناى اصطلاحى آن ) طرح مىشود و انكار آن به انكار رسالت پيام‌آور آن ، منجر مىگردد ؛ بلكه همانطور كه در اثبات معنايى براى لغتى به موارد كاربرد آن استناد مىشود ، نمونه‌هايى مشابه ديگر را مؤيدى بر اخذ چنين معنايى از اين آيات دانسته‌اند . و سوم اين كه در نهايت ، به قدرت بىرقيب خداوند در اثبات نظر خود استناد كرده‌اند : از اين گذشته ، هنگامى كه ما خدا را حاكم بر قوانين طبيعت مىدانيم نه محكوم آن ، چه مانعى دارد كه قوانين عادى طبيعت ، به فرمان او در موارد استثنايى تغيير شكل داده و از طرق غيرعادى حوادثى به وجود آيد ؟ « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 418 . ( 2 ) . همان ، ج 5 ، ص 124 . ( 3 ) همان ، ج 2 ، ص 421 .
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 419 | شادى نفيسى