در مفهوم لغوىاش ، يعنى « پنهان از ديدهء ما » به كار رفته است و در اين موارد به هيچ روى مراد ، آن گروه خاص از موجودات صاحب عقل و درك كه قرآن از آنان ياد كرده است ، نمىباشند . جن در اين معنا نه تنها بر موجوداتى چون ميكروبها و ويروسها كه به چشم نمىآيند حمل شده است ، بلكه حتى در معناى وسيعترش ، بر حيواناتى كه با چشم ديده مىشوند ولى معمولا در لانهها پنهانند نيز اطلاق شده است . « 1 »
مفسران نمونه به رغم برشمردن تمام ويژگىهاى جنيان ، نه هيچ يك از اين امور را و نه تقدم آنها را در خلقت ، دليلى بر برترى آنها ندانستهاند و انسان را به دو دليل ، برتر از آنها معرفى كردهاند : اول آن كه پيامبران ، همه از انسانها هستند و جنيان در اين امر از آنها تبعيت مىكنند . دوم آن كه شيطان ، كه خود يكى از آنان است ، مأمور شد تا بر آدم سجده كند . « 2 »
اكنون كه با سيماى جن در قرآن از ديدگاه مفسران نمونه بيشتر آشنا شديم ، به جا است بپرسيم كه در پرداختن به اين موضوع چه منبعى معتبر است ؟ آيا تجربههاى شخصى بشر در اين باره داراى هيچ ارزشى هستند ؟ و آيا عقل را به تحقيق در اين باره راهى هست ؟ و آيا اين موجودات در دسترس علم قرار مىگيرند ؟ يا اين كه تنها منبع معتبر در اين باره ، نقل است و اين مسئله ، از جملهء امور غيبىيى به شمار مىآيد كه ماهيتا از دسترس عقل و علم به دور است ؟ مفسران نمونه در بحث از جن ، تنها از آيات قرآن و بعضى روايات استفاده كرده ، در هيچ موردى به تجربههاى فردى بشر در اين باره توجه نمىكنند و از مباحث عقلى و فلسفى و يافتههاى علم نيز استفادهاى نمىبرند ؛ اما در هيچ جا نيز تصريح نمىكنند كه اين بحث ماهيتا تنها در قلمرو نقل قرار مىگيرد .
ايشان در تفسير آيهء 15 سورهء الرحمن ، كه به منشأ آفرينش جن اشاره دارد ، مىنويسند :
باز در اين جا دقيقا براى ما روشن نيست كه آفرينش جن از اين آتشهاى رنگارنگ چگونه بوده است . همان گونه كه خصوصيات ديگران نيز از طريق فجر صادق ، يعنى قرآن مجيد و وحى آسمانى براى ما ثابت شده است . محدود بودن معلومات ما در برابر مجهولات ، هرگز به ما اجازه نمىدهد كه اين حقايق را انكار كنيم يا ناديده بگيريم بعد از آن كه از طريق وحى اثبات گردد ، هرچند علم به آن راهى نيابد . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 25 ، ص 156 و 157 .
( 2 ) . همان ، ص 155 .
( 3 ) . همان ، ج 23 ، ص 119 و 120 .