تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
آن وادى از شر سفيهان قومش پناه مىبردند و بر اين باور بودند كه با اين عمل ، در امان و حفظ رئيس جنيان قرار مىگيرند . « 1 » اما در جاى ديگر ، اين آيه را نه بيانگر خرافه‌اى مرسوم ، بلكه بازگو كنندهء واقعيتى موجود مىدانند : آنها به بعضى انسان‌ها ارتباط برقرار مىكردند و با آگاهى محدودى كه نسبت به بعضى از اسرار نهانى داشتند به اغواى انسان‌ها مىپرداختند . « 2 » بنابر تفسير اول ، پناه بردن به جنيان ، خرافه‌اى بيش نبوده است ؛ اما تفسير دوم حاكى از وجود ارتباط بين انسان‌ها و جنيان است . قدرت زياد ، توانمندى ديگرى است كه در داستان حضرت سليمان در انتقال تخت ملكهء سبا ، به يكى از جنيان نسبت داده شده است . مفسران نمونه از اين آيه نه بر قدرت خارق العادهء نوع جن ، بلكه بر توان غيرعادى برخى از افراد آنها استدلال مىكنند . همان گونه كه انسان‌ها نيز در اين جهت متفاوتند . « 2 » در اين داستان سراسر اعجاب و شگفتى ، جنيان نيز از جملهء خدمتگزاران ملك سليمان عليه السّلام در ساختن برخى وسايل و ساختمان‌ها به شمار آمده‌اند . مفسران نمونه به استناد اين آيات ، آنها را قادر بر انجام بعضى كارهاى مورد نياز انسان دانسته‌اند و در نوع وسايلى كه به دست ايشان ساخته مىشده ، « 4 » امرى غيرعادى عنوان نكرده‌اند . نفوذ در آسمان‌ها و خبرگيرى از ملأاعلى توانايى غيرعادى جنيان است كه قرآن به آن تصريح فرموده است ، « 5 » اگر چه در تفسير چگونگى آن سخن بسيار است و پيش از اين در بحث از شهاب‌ها بدان اشاره كرديم . شايد آن چه بيش از هر چيز ، سيماى جنيان را خارق العاده نموده است ، تعلق داشتن ابليس به آنان است . خداوند در آيهء 50 سورهء كهف ، او را از طايفهء جن معرفى كرده است ؛ اما عده‌اى از مفسران ، كلمهء جن را در اين جا بر معناى لغوىاش يعنى « پوشيده از چشم » ، حمل كرده‌اند و به استناد خطبه‌اى از نهج البلاغه ، ابليس را ملكى از ملائكه دانسته‌اند . مفسران نمونه در رد اين ادعا قبل از هر چيز ، مبدأ آفرينش را مورد توجه قرار داده‌اند ؛ چرا كه به تصريح قرآن جن از آتش آفريده شده است و ابليس نيز در داستان آفرينش آدم ، بر خلقتش از آتش تفاخر مىورزد .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 25 ، ص 107 و 108 . ( 2 ) همان ، ص 154 . ( 4 ) . همان ، ص 155 . ( 5 ) . همان ، ص 154 .