آگاه مىسازد . مخلوقات ديگرى نيز وجود دارند كه همچون انسانها داراى عقل و اراده و در نتيجه ، تكليف هستند و همچون آنها عدهاى مؤمن و گروهى كافرند ، اما به مانند ملائكه به چشم ما نمىآيند ، جز آن كه نه در بندگى چون آنان تسبيحگوى و فرمانبردارند و نه در جهان تشريع و تكوين به مانند آنان صاحب رسالتند . با وجود اين ، قرآن توانمندىهايى را براى آنان ذكر مىكند و در عين حال ، به اختصار از كنار آنها مىگذرد .
اينان چگونه موجوداتى هستند ؟ ماهيتشان چيست و صفاتشان كدام است ؟ آنها چه نقشى در جهان هستى و در حيات ما دارند ؟ آيا ما را به پاسخ اين پرسشها راهى هست ؟ و آيا مىتوانيم در تبيين اين پرسشها از علوم طبيعى و يا تجربههاى فردى انسانها يارى بجوييم ؟ يا اين كه اين امور ذاتا از دسترس علم طبيعى به دورند و تنها نقل ، در اين ميدان معتبر است ؟ چگونه بايد اين موجودات را باور داشت و در عين حال به ورطهء باورهاى خرافهآميز پيشينيان هم در نسبت دادن امور طبيعى به موجوداتى ناپيدا كه علم ، بر آن خط بطلان كشيده است نيفتاد ؟ و نهايت آن كه بايد پرسيد قرآن از سخن گفتن دربارهء اين موجودات چه هدفى دارد ؟
بحث از جن را نيز همچون بحث از ملائكه مىتوانيم به طور پراكنده در ضمن آيات قرآن كريم و تعدادى از داستانهايش بيابيم ؛ اما علاوه بر همهء اينها ، سورهاى نيز به آن اختصاص داده شده و به « جن » نامبردار گشته است . در اين سوره بر خلاف آن چه انتظار مىرود ، قرآن نه به آفرينش آنها اشاره مىكند و نه بر توانايىهاى خارقالعادهشان تأكيد مىورزد . در اين سوره ، بيش از هر چيز ، مواعظ حكمتآميز آنها مورد توجه قرار گرفته است كه نشان از قدرت تشخيص حق از باطل و توان درك و استدلالشان دارد .
با توجه به اين آيات ، مفسران نمونه ، آنها را موجوداتى عاقل « 1 » ، داراى تكليف و مسئوليت مىدانند كه گروهى از آنان مؤمن و عدهاى كافرند و به تصريح همين آيات با محشور شدن در روز جزا ، ثواب و عقاب الهى شامل حالشان مىگردد . « 2 »
پرسشى كه در اين جا منطقى به نظر مىآيد اين است كه آنان كه همچون انسانها از تكليف و عقاب برخوردارند ، آيا پيامبرانى نيز بر ايشان مبعوث شدهاند ؟ مفسران نمونه با توجه به آن چه در اين باره در آيات مختلف قرآن آمده است ، پيامبران الهى را مبعوث بر
هامش
( 1 ) . همان ، ج 11 ، ص 79 ؛ ج 18 ، ص 37 .
( 2 ) . همان ، ص 79 و 80 ؛ ج 25 ، ص 102 و 154 .