كوشيدهايم تا حد امكان ، پاسخ آن را بيابيم تا بتواند راهنمايى براى درك بهتر قرآن باشد .
علامه نيز معتقد است كه قرآن كتاب تاريخ نيست ، بلكه كتاب هدايت و حكمت است .
و روش آن در بيان داستانها متناسب با اين هدف است و ملزم به رعايت نكات تاريخنگارى و رماننويسى نيست :
1 - عدم رعايت ترتيب در نقل داستان : علامه در تفسير برخى داستانها به اين نكته اشاره مىكند كه قرآن لزوما ترتيب وقوع را در نقل وقايع رعايت نمىكند و چه بسا قسمت مؤخر آن را مقدم مىآورد ، اما تأكيد مىكند كه همواره ، در اين كار حكمتى نهفته است . ايشان در تفسير آيههاى 63 تا 74 سورهء بقره « 1 » مىنويسد :
اين آيات مربوط به داستان گاو بنىاسرائيل است . . . شرح اين داستان در قرآن به طور عجيبى بيان شده ؛ زيرا يك قسمت از وسط آن جدا شده و در اول قرار داده شده است . . . و آغاز داستان . . . مؤخر داشته شده است . . . البته هر يك از اينها نكتهاى دارد . « 2 »
همچنين در توضيح اختلاف داستان حضرت ابراهيم در سورههاى مختلف مىآورد :
علت اين كه مسئلهء ترس حضرت ابراهيم در آيات سورهء حجر در اول داستان ذكر شده ، بر خلاف سورههاى ذاريات و هود ، اين است كه در آيات سورهء حجر ، جريان گوسالهء بريان را كه حضرت ابراهيم جلو ميهمانان گذاشت ، ذكر نكرده ، بر خلاف دو سورهء ديگر . و علاوه بر اين ، ارتباط تامى كه بين اجزاى قصه وجود دارد امكان مىدهد كه يك جا بخشى از داستان را بر بخشى ديگر مقدم دارند و در جاى ديگر برعكس كنند ، همانطور كه خدا انكار حضرت ابراهيم را در سورهء ذاريات در صدر قصه ، بعد از سلام ، و در سورهء هود ، در وسط قصه ، بعد از خوددارى ملائكه از خوردن ذكر كرده . و نمونهء آن در نظام بيان قرآنى بسيار آمده است . « 3 »
2 - گاهى قرآن وقايعى را در كنار هم مىآورد كه چه بسا به دو واقعهء مجزا
هامش
( 1 ) .وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ . . .؛ و هنگامى كه از ايشان عهد و پيمان گرفتيم و كوه را بر فراز آنها بلند كرديم .
( 2 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 198 .
( 3 ) . همان ، ج 10 ، ص 335 ؛ نيز ج 13 ، ص 292 .