توجه داشت كه سخن گفتن دربارهء اين موضوعات ، نيازمند آشنايى كافى با مطالب و مبانى اين علوم است و بدون استناد به اين علوم نمىتوان در اين مباحث ، به صورت نظرى اظهار عقيده كرد . علاوه بر آن كه زمان ، در مقياس علم زمينشناسى ، ميليونها سال است ، در حالى كه دوران حضرت نوح را با هزار و ده هزار ، شمارش مىكنند .
ب - داستان اصحاب كهف
علامه به اين داستان از دو جهت پرداخته : الف - اين داستان در مصادر تاريخى و كتب عهدين . ب - محل غار . ما فقط به مورد اخير مىپردازيم .
در اين داستان ، قرآن از غارى سخن مىگويد و در ضمن آن به برخى مشخصات غار اشاره مىكند . علامه شش محل را نام مىبرد كه ممكن است اين واقعه به آن جا تعلق داشته باشد و در ارزيابى اين احتمالات به ويژگىهايى كه قرآن براى آن آورده ، استناد مىكند و بر اين اعتقاد هم نيست كه چه بسا اين غار از بين رفته باشد . اين ويژگىها عبارتند از : جهت تابش نور ، وجود يك درگاهى درون غار ، آثارى از مسجد يا هر بناى دينى بر فراز آن و وجود نوعى نوشته يا رقيم . افزون بر اين كه اين داستان رومى است و اين واقعه در محدودهء امپراتورى روم اتفاق افتاده است . « 1 » ايشان در قضاوت نيز به رعايت اين موازين اهتمام داشته ، معتقد است كه از اين ميان ، غار جيب ، بيش از بقيه با اين صفات سازگار است : « و حق مطلب اين است كه مشخصات غار اصحاب كهف با اين غار بهتر انطباق دارد تا غارهاى ديگر » . « 2 »
ج - داستان ذوالقرنين
سد و قوم يأجوج و مأجوج
: ذىالقرنين چه كسى بود ، سد او كجا بود و قوم يأجوج و مأجوج چه مردمانى بودند ؟ اين سه ، اركان هر واقعه و داستان تاريخىيى هستند كه بخواهيم آن را با اين داستان قرآن تطبيق دهيم . اين داستان در قرآن قيدهاى متعددى دارد ؛ از جمله اين كه ذىالقرنين را مردى مؤمن و با خدا و در عين حال ، قدرتمند و عالم معرفى كرده است . و نيز اشاره كرده كه اين سد بين دو كوه ساخته شده و در ساختمان آن آهن
هامش
( 1 ) . همان ، ج 13 ، ص 295 - 299 .
( 2 ) . همان ، ص 299 .