لكن در دفع اين اشكال ، آن چه به نظر مىرسد اين است كه كلمهء « دكاء » از دك ، به معناى ذلت باشد . . . آنگاه مراد از دك كردن سد ، اين باشد كه آن را از اهميت و خاصيت بيندازد ؛ به خاطر اتساع طرق ارتباطى و تنوع وسايل حركت و انتقال برى و بحرى و جوى ، ديگر اعتنايى به شأن آن نشود .
پس در حقيقت ، معناى اين وعدهء الهى ، وعده به ترقى مجتمع بشرى در تمدن و نزديك شدن امتهاى مختلف است به يكديگر ، به طورى كه هيچ سدى و مانعى و ديوارى جلو انتقال آنان را از هر طرف دنيا به هر طرف ديگر نگيرد و بتوانند به هر قومى كه بخواهند هجوم آورند .
ايشان احتمال ديگرى هم مىدهد :
البته كلمهء دك ، معناى ديگرى نيز دارد و آن عبارت از دفن است . . . بنا بر اين ، ممكن است احتمال دهيم كه سد ذوالقرنين كه از بناهاى عهد قديم است به وسيلهء بادهاى شديد در زمين دفن شده باشد و يا سيلهاى مهيب ، آبرفتهاى جديد پديد آورده و باعث وسعت درياها شده ، در نتيجه سد مزبور غرق شده باشد كه براى به دست آوردن اين گونه حوادث جوى بايد به علم ژئولوژى مراجعه كرد . پس ديگر جاى اشكالى باقى نمىماند . . . . « 1 »
داستان اصحاب فيل ، واقعهء ديگرى است كه به گذشتههاى دور تعلق ندارد ، بلكه مدت زمانى پيش از نزول قرآن ، روى داده است . علامه در اين باره مىنويسد :
اين قصه از آيات و معجزات بزرگ الهى است كه كسى نمىتواند آن را انكار كند ؛ زيرا تاريخنويسان ، آن را مسلّم دانسته و شاعران دوران جاهليت در اشعار خود از آن ياد كردهاند . « 2 »
اما خود ايشان سخن هيچ تاريخنويس يا شعر هيچ شاعرى را از زمان جاهليت به عنوان نمونه نمىآورد و آن را امرى قطعى و روشن تلقى مىكند .
روش بيان قرآن در نقل سرگذشت پيشينيان
قرآن در بيان داستانها چه روشى را در پيش گرفته است ؟ اين پرسشى است كه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 397 و 398 .
( 2 ) . همان ، ج 20 ، ص 361 .