در داستان حضرت سليمان و دو باغ شهر سبا نيز نكتهاى نهفته است :
و وجه اتصال اين داستانها به آيات قبل ، كه دربارهء معاد بحث مىكرد ، اين است كه خدا مدبر امور بندگان خويش است ، ولى از آن جا كه بندگان او در دنياى فرورفتهء در انواع نعمتهاى مادى هستند لذا معلوم نمىشود كه كدام يك شكر منعم خود به جاآوردند و كدام يك كفران نمودند . و چون در نشانهء دنيا امتيازى بين اين دو طايفه نيست پس بايد حتما نشانهء ديگر باشد ، تا در آن جا كفور از شكور ممتاز گردد . « 1 »
از نظر علامه داستانهاى بنىاسرائيل ، آيينهء تمام نماى بشر امروز است :
در هر حال ، چنانچه در داستانهايى كه از بنىاسرائيل در قرآن نقل شده ، دقت كنيم و اسرار اخلاقى آنها را كه در آن منعكس است بررسى كنيم خواهيم ديد كه آنها مردمى بودهاند غرق در ماديات و دلباختهء لذايذ حسى اين زندگى صورى ، لذا در برابر حقايق ماوراى حس ، خضوع نمىكردند و جز در برابر لذات و كمالات مادى تسليم نمىشدند . . . بدبختانه امروز نيز حق و حقيقت بر اثر نفوذ تمدن مادى غرب به چنين بلايى مبتلا شده است ؛ زيرا شالودهء تمدن مادى امروز نيز بر دو اصل حس و ماده گذارده شده . . . . « 2 »
اگر باور داريم كه داستانها بيانگر سنت خداوند نسبت به ايمان آورندگان و كفر پيشگان است ، چگونه مىتوانيم تفسيرى از آنها ارائه دهيم كه تنها به گذشته تعلق داشته باشد ؟ در اين داستانها امدادهاى غيبى و عذابهاى الهى ، وجه عبرت مىباشند .
بنا بر اين بايد آنها را نه امورى استثنايى ، بلكه سنتى هميشگى بدانيم كه جهان ما را چون گذشتگان در بر مىگيرند و ارادهء خداوند را تحقق بخشند . « 3 »
داستانهاى قرآن و تاريخ
داستانهاى قرآن با سخن گفتن از گذشته به حوزهء تاريخ قدم مىگذارند . آيا تاريخ ، اين داستانها را تأييد مىكند ؟ علامه ، خود ، اين سؤال را مطرح كرده و به آن
هامش
( 1 ) . همان ، ج 16 ، ص 356 ؛ نيز ج 2 ، ص 364 ؛ ج 6 ، ص 219 ؛ ج 8 ، ص 72 ؛ ج 13 ، ص 245 ؛ ج 15 ، ص 339 ؛ ج 16 ، ص 6 و 7 ؛ ج 20 ، ص 26 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 210 .
( 3 ) . اين بحث ، با بحث مطرح شده در صفحههاى 39 - 41 اين تحقيق ، مرتبط است .