تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
با اين نگرش ، علامه جايگاه داستان‌ها را در اين كتاب هدايت تبيين مىكند و مقصود از اشاره به هر يك را توضيح مىدهد . ايشان در مقدمهء سورهء الذاريات دربارهء هدف از نقل قصص در اين سوره مىنويسد : دعوت پيامبر اسلام همواره لبهء تيزش به سوى و ثنيت بود . . . و اين دعوتش از دو طريق بود : يكى از راه بشارت و نويد و يكى از راه انذار و تهديد ، كه مخصوصا بر اين انذار بيش‌تر تكيه داشت . و انذارش به دو چيز بود : يكى عذاب دنيا كه اقوام و ملل گذشته را به جرم تكذيب منقرض ساخت . يكى هم عذاب آخرتى . . . به همين منظور ، وقتى رشتهء كلام به احتجاج بر مسئلهء معاد مىكشد ، بر مسئلهء توحيد احتجاج مىكند ، آيات بيرونى . . . و آيات درونى را به رخ مىكشد و عذاب‌هايى را كه با آنها امت‌هاى گذشته را به دنبال دعوت به توحيد ، عقوبت كرد ، چون دعوت انبيا را نپذيرفتند و نبوتشان را تكذيب كردند ، ذكر مىكند . . . . « 1 » و در مقدمهء سوره كهف آورده : اين سوره متضمن دعوت به سوى اعتقاد حق و عمل صالح و تهديد و تطميع است . . . در عين حال با تأكيد ، از خداوند نفى ولد شده است . . . و بعيد نيست اگر كسى بگويد كه غرض از نزول اين سوره ، بيان سه داستان عجيب است كه در قرآن كريم جز در اين سوره ذكر نشده : يكى قصهء اصحاب كهف ، دوم داستان حضرت موسى و آن جوانى كه در راه مجمع البحرين با او ديدار كرد و سوم حكايت ذىالقرنين . و آن‌گاه از اين سه داستان براى غرض سوره ، كه اثبات نفى شريك و تشويق بر تقوا و ترس از خدا است ، استفاده كند . « 2 » از داستان حضرت موسى نيز چنين اراده شده : در اين آيات وضع رسول خدا و معجزهء قرآنش و اعراض مشركان از آن جناب و پيشنهاداتى كه كردند و معجزات ديگرى كه بيهوده و بىپايه درخواست كردند ، تشبيه شده به وضع حضرت موسى عليه السّلام و معجزات نبوتش و اعراض فرعون از آن جناب و نسبت سحر به وى دادن . . . . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 18 ، ص 364 . ( 2 ) . همان ، ج 13 ، ص 236 . ( 3 ) . همان ، ص 218 .