مخالف است . و آنها هم چون دستخوش تحريفات و تغييرات واقع شده ، بر كتب تاريخ برترى ندارد . . . و در هر صورت ، مخالفت قرآن با كتب تاريخ ، به ويژه با كتب عهدين ، توليد اشكالى نمىكند ؛ زيرا قرآن كلام حق و از طرف حق است . « 1 »
برخى داستانهاى قرآن ، وقايعى را بازگو مىكنند كه تنها در تاريخ قابل ثبت است ، اما برخى حوادث ديگر ، اثرى پايدار به جا گذاردهاند كه در علوم باستانشناسى ، زمينشناسى و . . . قابل پيگيرى مىباشند . طوفان نوح از جملهء اين رويدادها است .
علامه در تعدادى از داستانها به حكايت آن داستان در كتب عهدين نيز اشاره كرده ، اما تنها در سه مورد - البته تا آن جايى كه اين تحقيق بدان دست يافته - به تاريخ و يافتههاى علوم اشاره نموده است .
الف - داستان طوفان نوح
علامه اين داستان را از چهار جهت بررسى كردهاند : 1 - نقل در افسانههاى ملل و تاريخ نقلى . « 2 » 2 - عموميت طوفان نوح . 3 - محل كوه جودى . « 3 » 4 - عمر حضرت نوح . « 3 »
ما از اين چهار مطلب ، تنها به يك مورد ، كه از همه مهمتر است ، اشاره مىكنيم و آن ، موضوع عموميت طوفان نوح است .
عموميت طوفان نوح
نظر علامه بر اين است كه اين طوفان ، حادثهاى بوده كه تمام كرهء زمين را بىهيچ استثنايى در برگرفته است . مبناى ايشان در اين سخن سه مقدمه است :
1 - دعوت حضرت نوح عمومى بوده است : « عموميت دعوت حضرت نوح مىرساند كه عذاب هم عموميت داشته است » . « 5 »
2 - فرمان سوار كردن يك جفت از هر موجود و جاندارى :
« يكى ديگر از شواهد عموميت طوفان ، در كلام خدا اين است كه در دو جاى قرآن
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 2 ، ص 306 و 307 ؛ ج 1 ، ص 412 و 413 .
( 2 ) . همان ، ج 10 ، ص 257 - 259 .
( 3 ) . همان ، ص 271 .
( 5 ) . همان ، ص 264 .