تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
و داستان حضرت سليمان در عهد عتيق را نقد مىنمايد « 1 » و در داستان يأجوج و مأجوج ، از گفتار تورات در اين باره استفاده مىكند : « و نيز ذكر يأجوج و مأجوج در مواضعى از كتب عهد عتيق تورات آمده » . پس از نقل مطالبى از آن ، نتيجه مىگيرد كه « از اين قسمت كه نقل شد استفاده مىشود كه يأجوج و مأجوج ، امتى يا امت‌هايى بزرگ بوده‌اند و در شمال آسيا از معمورهء آن روز زمين مىزيسته‌اند و مردمانى جنگجو و معروف به جنگ و غارت بوده‌اند » . « 2 »

هدف قرآن از پرداختن به سرگذشت پيشينيان

قرآن از بازگويى سرگذشت پيشينيان چه هدفى را دنبال مىكند ؟ علامه اين سؤال را چنين پاسخ مىدهد : . . . قرآن به عنوان يك كتاب تاريخ نازل نشده كه سرگذشت مردم را ، از نيك و بد ، براى ما باز گويد ، بلكه قرآن كتاب هدايت است و موجبات سعادت ؛ و حق صريح را براى مردم تشريح و بيان مىكند تا بدان عمل كنند و در زندگى دنيا و آخرتشان سعادتمند گردند . و گاهى هم به گوشه‌اى از داستان‌هاى انبيا و امم اشاره مىكند تا سنت خدا را در بين بندگان خود روشن سازد و كسانى كه مشمول عنايت الهى شده و توفيق كرامت او را يافته‌اند ، از آن پند گيرند و براى ديگران نيز اتمام حجت شود . « 3 » و در جاى ديگر مىآورد : بايد در نظر داشت كه قرآن كتاب تاريخ نيست و منظورش از نقل داستان‌ها بيان و ضبط تاريخ نمىباشد . . . از اين رو هيچ داستانى را با همهء خصوصيات نقل نمىكند و در هر مورد ، نكات مخصوصى را كه بايد مورد دقت و توجه قرار گيرند و از آنها پند و اندرز گرفته شود ، گوشزد مىكند . . . اين نكته در تمام داستان‌هايى كه قرآن نقل مىكند صادق است كه از جهات و خصوصيات قصص ، تنها آن را كه مشتمل بر پند و يا حكمت يا روش الهى در مورد ملل پيشين است ، ذكر مىكند . « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 15 ، ص 382 - 384 . ( 2 ) . همان ، ج 13 ، ص 279 - 381 . ( 3 ) . همان ، ج 10 ، ص 247 . ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 307 .