زير بار نرفت . خداوند كوه را از جاى كنده ، بالاى سرشان نگه داشت و فرموده : اگر قبول نكنيد كوه را بر سرتان مىكوبم . بنىاسرائيل در حالى كه سرهايشان را از ترس دزديده بودند ، ناگزير تورات را پذيرفتند . « 1 »
علامه بىآن كه سخنى در تكذيب يا تأييد اين روايت بياورد ، به رغم آن كه ضرورت دارد ، از آن مىگذرد . در داستان حضرت داود و سليمان نيز به رواياتى دربارهء تسبيح گفتن حضرت داود و زره بافى ايشان و دربارهء باد و حضرت سليمان و نيز از ساختههاى جن و همچنين به واقعهء مرگ ايشان اشاره مىكند و مىگذرد . « 2 »
در اين موارد ، از سكوت علامه چه نتيجهاى مىتوان گرفت ؟ اگر چه نمىتوان با اطمينان سخن گفت ، اما بنابر آن چه پيش از اين آورديم ، به نظر مىرسد كه بايد اصل را بر پذيرش بگذاريم ، مگر آن كه در بيان ايشان قراينى دال بر رد ، وجود داشته باشد .
علامه در مواجهه با احاديث ، با كوچكترين نقصى آن را رد نكرده ، جعلى يا ضعيف نمىخواند ، بلكه حداكثر اهتمام را بر اغماض ، تصحيح و حفظ احاديث دارد . اين مطلب را مىتوان در جاى جاى سخنان ايشان به چشم ديد . ايشان پس از نقل روايتى دربارهء رؤيت جن توسط پيامبر اكرم - صلوات اللّه عليه و آله - مىنويسد :
روايات در باب قصهء اين چند نفر جنى كه آمدند و به صداى قرائت قرآن گوش فرادادند بسيار زياد و سخت مختلف است ، به طورى كه به هيچ وجه نمىشود متن آنها را با قرآن يا قرائنى مورد اعتماد تصحيح كرد . . . . « 3 » [ و در جاى ديگر مىآورد : ] بايد دانست كه روايات دربارهء قصه حضرت هود و حضرت عاد ، بسيار است ، ولى مشتمل بر مطالبى است كه راهى براى تصحيح و تأييد آن از طريق كتاب يا اعتبار عقلى وجود ندارد و ما از ذكر آنها صرف نظر كرديم . « 4 »
ايشان از اضطراب متن نيز صرف نظر كرده ، مىنويسد : « در متن حديث اندكى اضطراب وجود دارد ، . . . ولى مراد واضح است » . « 5 » در بحث از اصحاب كهف نيز
هامش
( 1 ) . همان ، ج 8 ، ص 304 و 305 .
( 2 ) . همان ، ج 16 ، ص 367 .
( 3 ) . همان ، ج 18 ، ص 219 و 220 .
( 4 ) . همان ، ج 10 ، ص 306 .
( 5 ) . همان ، ص 327 - 332 .