تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
هشتاد نفر ، گفته‌اند كه هيچ كدام دليلى ندارد » . « 1 » و در بحث از داستان اصحاب كهف نيز مىنويسد : در بيان داستان اصحاب كهف از طريق شيعه و سنى روايات بسيارى در دست هست و لكن خيلى با هم اختلاف دارند ، به طورى كه در ميان همهء آنها حتى دو روايت ديده نمىشود كه از هر جهت مثل هم باشند . « 2 » در اين سخن علامه ، تنها چيزى كه موجب بىاعتمادى به اين روايات شده ، اختلاف بين خود آنها است . ايشان در جاى ديگر مىآورد : راجع به جريان جنگ احد روايات ديگرى نيز وجود دارند كه احيانا با بعضى از مطالب اين روايت مخالفند . [ سپس به موارد اختلاف اشاره مىكند و مىافزايد : ] در عين حال ، مفاد روايات به طورى با يكديگر مختلف و متفاوت است كه مطلبى را كه روايتى اثبات مىكند روايت ديگر آن را نفى مىنمايد . [ و نتيجه مىگيرد : ] بنا بر اين لازم است كه در خود داستان احد و قراينى كه با آن همراه است دقت و مطالعه شود تا مطلب حق به دست آيد ؛ چه آن كه اين قبيل داستان‌ها و روايات ، در سير خود از لابه‌لاى قرون و اعصار ، به موافقان و مخالفان فراوانى برخورد كرده و از فضاهاى تاريك و روشنى عبور كرده تا سرانجام به ما رسيده است . « 3 » يكى از دشوارىهاى دست‌يابى به نظر علامه ، دربارهء روايات اين است كه ايشان در مواضع متعددى به نقل روايت پرداخته و نقدى هم بر آن نمىآورد ؛ اما چنين نيست كه سكوت ايشان همواره علامت تأييد باشد . به نظر مىرسد كه برخى اوقات براى پرهيز از تكرار نقدى كه پيش از آن آورده ، بىآن كه سخنى بگويد ، از روايت مىگذرد . و گاهى اوقات ، تنها براى آشنايى خواننده با روايات وارد شده دربارهء موضوع ، به نقل آنها مىپردازد . و گاهى نيز سكوت پيشه مىكند ؛ چرا كه نه مستندى براى رد دارد و نه براى تأييد . از جملهء اين موارد ، در تفسير آيهء 171
وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ . . .
در سورهء اعراف است كه روايتى را از تفسير قمى نقل مىكند كه آورده : امام صادق فرموده‌اند : وقتى تورات بر بنىاسرائيل نازل شد ، بنىاسرائيل
هامش
( 1 ) . همان ، ج 10 ، ص 244 . ( 2 ) . همان ، ج 13 ، ص 281 . ( 3 ) . همان ، ج 4 ، ص 13 .