مهم است كه متن آن با آيه ناسازگار و غيرقابل جمع نباشد . در دو مورد ديگر هم لازم نيست حتما عقل يا علم ، دليلى بر تأييد آن بياورند ، بلكه صرف عدم تناقض كافى است .
در بسيارى از موارد ، رواياتى كه نقل مىشود ، مطلبى افزون بر آن چه از خود آيه به دست آمده ارائه نمىدهند .
علامه در تفسير آيهء 160 سورهء اعراف « 1 » مىنويسد : « و اين ظاهر تأييد مىكند رواياتى را كه دربارهء داستان اين چشمهها وارد شده » . « 2 » و يا در داستان اصحاب كهف مىگويد : « اين خود مؤيد رواياتى است . . . » . « 3 » و نيز در داستان حضرت نوح ، با نقل رواياتى در اين باره كه فوران تنور علامتى براى حضرت نوح بوده ، مىآورد : « سياق آيه خالى از ظهور نيست كه موعد ، فوران تنور بوده » . « 4 »
با وجود اين ، در مواردى نيز به رواياتى اشاره مىشود كه از حد آيه فراتر مىروند .
در بحث از مسخ ، علامه به استناد احاديث به نكتهاى اشاره مىكند كه بسيار مورد اختلاف و سؤال است و آيه ، در مورد آن ساكت است : « . . . علاوه بر اينكه از اخبار بسيارى استفاده مىشود كه هر قومى كه مسخ شدند ، بعد از مسخ ، جز چند روزى زنده نمىمانند و به فاصلهء كمى هلاك مىشوند » . « 5 » و يا در داستان طوفان حضرت نوح ، به رواياتى اشاره مىكند كه از محل كوه جودى سخن مىگويند ، در حالى كه قرآن لزومى به اشاره به آن نديده است . « 6 »
علامه در داستان ناقهء حضرت صالح ، پس از نقل روايتى ، على رغم ابراز عجيب بودن ، آن را انكار نمىكند ؛ چرا كه دليلى بر رد آن ، نه از قرآن ، نه از عقل و نه از علم وجود ندارد و صرف عجيب بودن ملاك نيست .
اين حديث مشتمل بر امور خارق العادهاى است از قبيل اين كه همهء مردم از شير ناقه مىآشاميدند و روز به روز رنگشان تغيير پيدا مىكرد . اين امور با توجه به آن كه
هامش
( 1 ) .. . . أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً . . .؛ . . . كه با عصايت بر سنگ بزن . پس ( بعد از ضربه ) از آن سنگ ، دوازده چشمه شكافته شد .
( 2 ) . الميزان ، ج 8 ، ص 285 .
( 3 ) . همان ، ج 13 ، ص 252 .
( 4 ) . همان ، ج 10 ، ص 244 .
( 5 ) . همان ، ج 8 ، ص 303 .
( 6 ) . همان ، ج 10 ، ص 244 .