تاريخ قطعى هم آنها را تكذيب مىكند و بيشتر آنها مبالغههايى است كه از امثال كعب بن وهب نقل شده . و همچنين از اين قبيل اخبار عجيب و غير قابل قبولى كه در توجيه آن هيچ راهى نداريم مگر آن كه بگوييم كه از اخبار اسرائيليات است و بگذريم . « 1 »
هم ايشان در بررسى روايات مربوط به ناقهء حضرت صالح ، عقل را محك قرار داده ، مىنويسد :
و در بعضى روايات آمده كه بين دو پهلوى ناقه ، يك ميل مسافت بود و اين معنا روايت را سست مىكند ، نه از آن رو كه محال است چنين موجودى به وجود آيد ، بلكه از آن رو كه در اين صورت اگر نسبت بين اعضا را در نظر بگيريم تصور نمىرود كه يك نفر بتواند او را با شمشير خود بكشد ؛ زيرا قطعا قاتل ناقه از طريق اعجاز او را نكشته است ؛ ولى مع ذلك آيه خالى از دلالت و يا اشعار بر آن نيست كه جثهء ناقه جدا بزرگ بوده است . « 2 »
3 - عدم مخالفت با علم
نمونهاى از اين ملاك را بيان كرديم و موارد ديگرى نيز وجود دارد . علامه پس از نقل روايتى دربارهء اصحاب كهف ، توضيح مىدهد :
اين روايت از روشنترين روايات اين داستان است . . . و نيز متضمن اين نكته است كه اصحاب كهف براى بار دوم نيز به خواب رفتند و نمردند . . . و هنوز هم به همان هيئت سابق خود هستند و حال آن كه بشر تاكنون در روى زمين به غارى كه در آن عدهاى به خواب رفته باشند برنخورده است . « 3 »
عدم مخالفت نه لزوم موافقت
آن چه در اين سه معيار ، مورد نظر است ، عدم مخالفت است نه لزوم موافقت .
بدين معنا كه در مورد اول چنين نيست كه روايت نبايد از حد نص فراتر رود و دربارهء آن چه آيه ، از داستان و مشخصات آن ، سكوت كرده ، چيزى نگويد ، بلكه تنها اين
هامش
( 1 ) . همان ، ج 15 ، ص 384 .
( 2 ) . همان ، ج 10 ، ص 317 .
( 3 ) . همان ، ج 13 ، ص 280 .