اشاره كنند و بگويند « پولتان كه اين است » ، و گرنه سياق بيش از اين نمىطلبيد كه چون گرسنهاند شخصى را بفرستند قدرى غذا تهيه كند . و اما اسم پول بردن و بدان اشاره كردن بعيد نيست كه براى اين بوده كه ما بدانيم جهت آشكار شدن راز آنان ، همان پول بوده . . . . « 1 »
علامه در تفسير ديگر بخشهاى اين داستان نيز همين روش را دنبال مىكند . « 2 » اما در بحث از مشخصات جغرافيايى غار ، به استناد ويژگىيى كه آيه براى آن بيان مىكند به وضوح مىتوان به نظارهء اين شيوه نشست . در تفسير آيهء
« وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَتَزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ إِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ »
« 3 » مىآورد :
خداى سبحان با همين بيان كوتاه ، اين معانى را فهمانده كه اولا غار اصحاب كهف شرقى و غربى قرار نگرفته بوده كه از شعاع آفتاب فقط يك وعده استفاده كند ( يا صبح و يا بعد از ظهر ) ، بلكه ساختمانش قطبى بوده ، يعنى در غار به طرف قطب جنوب است كه هم در هنگام طلوع و هم در هنگام غروب ، شعاع آفتاب به داخل آن مىتابيده . . . . « 4 »
سپس به نظريهء بعضى مفسران اشاره مىكند مبنى بر اين كه در غار رو به روى قطب شمال بوده است و ادامه مىدهد : « البته اين در صورتى صحيح است كه مقصود از طرف راست و چپ غار ، براى كسى باشد كه مىخواهد وارد آن شود نه كسى كه در داخل آن نشسته است . . . » .
سخنانى كه ايشان در رد اين نظريه مىگويد ، واقعا در خور تأمل است :
لكن معمول در اعتبار چپ و راست در خصوص غار و خانه و خيمه و هر چيز ديگرى كه داراى در است ، اين است كه چپ و راست شخصى را كه از آن بيرون مىرود در نظر بگيرند نه شخصى كه وارد آن مىشود . و صحيح هم همين است ؛ زيرا اولين احساسى كه انسان نسبت به نياز اعتبار جهات . . . دارد ، نياز خودش به اين جهات است . . . بعد از اين احساس اگر احتياج پيدا كرد جهات نامبرده را در چيز ديگرى اعتبار نموده ،
هامش
( 1 ) . همان ، ص 263 .
( 2 ) . همان ، ص 258 ، 259 ، 263 و 266 - 268 .
( 3 ) . و خورشيد را چون طلوع مىكرد ، مىديدى كه از غارشان به سوى دست راست مىگرايد و چون غروب مىكرد ، از دست چپ آنان برمىگذشت . . . . سورهء كهف ، آيهء 17 .
( 4 ) . الميزان ، ج 13 ، ص 254 .