تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
در طبيعت ، معلول اسباب مخصوصى است كه در تحت شرايط زمانى و مكانى خاصى آنها را به وجود مىآورند ، ولى در مورد معجزات ، آن اسباب و شرايط ديده نمىشوند ؛ مثلا از نظر جريان طبيعى مانعى ندارد كه عصا به صورت مار بزرگى درآيد و يا اين كه بدن پوسيده‌اى تبديل به انسان زنده‌اى شود ، ولى البته نيازمند به يك سلسلهء طولانى از علل خاصه توأم با شرايط زمانى و مكانى مخصوصى است كه در تحت آنها اين مواد تدريجا از حالى به حال ديگر و از صورتى به صورت ديگر انتقال پيدا كند تا به آن صورتى كه مورد بحث است درآيد ، ولى نه در هر شرايط و بدون علل ظاهرى معمولى ؛ مانند معجزاتى كه قرآن مىگويد . « 1 »

معجزه و جهل بشرى

از آن جا كه معجزه بنا بر نظر علامه ، همچون تمامى پديده‌هاى مادى ، داراى علل مادى اما پنهان از ما است ، پس آيا تنها وجه اعجاز آن ، جهل ما است ؟ علامه اين طرز تلقى از معجزه را نادرست مىخواند . « معجزه بودن معجزات از اين نظر نيست كه مستند به علل نامعلومى است تا اگر آنها كشف شود ، جنبهء اعجاز آنها از بين برود . « 2 » و در جاى ديگر ، اين احتمال را مىپذيرد كه روزى بشر به آن علل آگاه گردد : « و البته نمىتوان برهان اقامه كرد كه نوع انسان براى هميشه به همهء علل و اسباب نخواهد توانست احاطه پيدا كند » . « 3 » با بيان اين نكتهء بسيار مهم ، وجه اعجاز اين امور را توضيح مىدهد : « ولى چيزى كه هست اين است كه حقيقت معجزه تنها اين نبود كه از علل و اسباب ماديه غير عاديه سرچشمه مىگيرد ، بلكه جزء حقيقتش اين بود كه در ميان ساير خرق عادات به يك سبب غير مغلوبى . . . اتكا دارد . و در اين صورت ، پى بردن انسان به سبب مجهول معجزه ، كم‌ترين تأثيرى در توانا ساختن او به آوردن معجزه نخواهد داشت » . « 4 » و در جاى ديگر مىآورد : « اگر چه در ميان اشيا تفاوتى از نظر استناد وجودشان به امر و اذن خدا نيست ، ولى در ميان آنها معجزات و همچنين دعاهايى كه به اجابت مىرسند ، امتياز خاصى دارند و آن اين كه ارادهء حتمى خداوند بر طبق آنها
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان ، ص 82 . ( 3 ) . ترجمهء تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 294 . ( 4 ) . همان ؛ نيز ج 1 ، ص 102 .
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 369 | شادى نفيسى