تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
ساير نشريه‌هاى عمومى ، اعمال خارق العاده زيادى از مرتاضان هندى و آفريقايى و اروپايى نشر مىشود ، به طورى كه جايى براى شك و ترديد باقى نمىگذارد . « 1 » [ سپس مىافزايد : ] دانشمندان علوم مادى بر اثر مشاهدهء اين قبيل وقايع كه فرضيه‌هاى علمى براى توجيه آنها كافى نيست ، فرضيهء تازه‌اى تصوير كرده‌اند . . . اگر چه اين فرضيه هنوز كاملا به ثبوت نرسيده ، ولى اجمالا حق با آنها است و در صورتى كه اسباب و علل معهود در موارد مذكور ، موجود نبوده و فرضيه‌هاى علمى سابق وافى به توجيه اين گونه حوادث نباشد ، ناچار از يك سبب غير معلوم بايد بحث كرد كه براى توجيه عموم حوادث كفايت نمايد . . . در نتيجه بايد گفت كه در جهان ماده ، براى حوادث ماديه ، علل و اسباب ماديه‌اى موجود است كه تحقق هر حادثه‌اى متوقف بر تحقق آنها بوده و هيچ گونه تخلفى در كار نيست ، خواه بدانيم و خواه ندانيم . . . . « 2 » خلاصه اين كه در جهان هستى يك سلسله روابط واقعى در ميان هر چيز و وجودات سابق بر آن ، موجود است ، اما نه به اين صورتى كه ما از ظواهر آن خيال مىكنيم . . . « 3 » [ كه قرآن كريم هم دربارهء آن توضيحى نداده است ] قرآن مجيد . . . آن علت مادى را كه همهء حوادث مادى به آن بازگشت مىكنند به طور مشخص بيان نكرده و احتياجى هم به بيان نبوده ؛ زيرا قرآن كتاب هدايت و تربيت است . « 4 » علامه پس از تبيين جايگاه معجزه در نظام علّى مىنويسد : اين است آن چه مىتوان دربارهء موضوع وجود و هويت معجزه گفت بىآن كه مكابره نموده ، قانون علّيت عمومى را انكار كنيم . يا قانون مزبور را قابل استثنا دانسته و قانونى كه در تمام شئون و زندگى انسان و حتى در معارف كليهء دينى مورد استفاده است ، ابطال كرده و همهء معلومات انسانى را فداى يك فرض غير واقع نموده باشيم . « 5 »
هامش
( 1 ) . ترجمهء تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 288 . ( 2 ) . همان ، ص 290 . ( 3 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 77 و 78 . ( 4 ) . همان ، ص 76 . ( 5 ) . ترجمهء تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 292 .