علل مادى را اثبات مىكنند . علامه معتقدند كه قرآن نيز اين حقيقت را مىپذيرد و نظام علّى را معتبر مىشمارد و حتى كليّت آن را استثناناپذير مىداند .
قرآن براى حوادث طبيعى عللى ذكر مىكند و قانون عليّت عامه را تصديق مىنمايد . انسان مطابق فطرت اصلى معتقد است كه براى هر حادثهء مادى مسلما علتى وجود دارد . همچنين علوم طبيعى و ساير بحثهاى علمى ، حوادث را امورى قابل تعليل مىدانند . . . قرآن نيز اين حكم فطرى را قبول كرده و بحثهايى كه دربارهء موضوعات مختلف ، مانند مرگ و حيات ، رزق و روزى و حوادث آسمانى و زمينى ، نموده است بر همين اساس استوار مىباشد ؛ يعنى براى آنها عللى ذكر نموده است . چيزى كه هست از نظر توحيدى ، سرانجام همهء حوادث را منتهى به ذات پاك خداوند عالم مىداند . « 1 »
ايشان در جاى ديگر مىنويسد :
اما قانون عليّت عمومى ، پس از تدبر در آيات شريفهء قرآنى ، دلالت آنها بر ثبوت علت در حوادث ، به نحو عموم ، غير قابل انكار است ؛ زيرا قرآن شريف در موارد حوادث عادى ، مانند ابر و باد و باران و سبز شدن زمين و ارتزاق حيوانات از آن و توالد و تناسل حيوان و كار و كوشش و حركت و سكون جانداران ، و همچنين در استعمال استدلالات منطقى به همان شيوه كه ما با اتكا به علل و اسباب سخن مىگوييم او نيز رفتار مىكند . « 2 »
ب - معجزات ، استثنايى بر جريان عادى طبيعتند .
قرآن ضمن نقل سرگذشتهاى پيشينيان ، صحبت از حوادث و اعمالى به ميان مىآورد كه بر خلاف جريان عادى طبيعت و نظام علت و معلول آن است . اينها همان معجزاتى است كه براى عدهاى از پيغمبران بزرگ ، مانند . . . ، بوده است ؛ چه اين كه همهء آنها امورى بر خلاف جريان عادى طبيعت است . « 3 »
بين اين دو حقيقت ، تناقضى آشكار نمايان است . چگونه مىتوان آن را رفع كرد ؟
براى حل اين مسئله ، برخوردهاى متفاوتى وجود دارد . نمىتوان نظام علّى را انكار كرد ؛ چرا كه به قطع ارتباط بين عالم و خدا مىانجامد ، اما مىتوان لزوم نظام علّى
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 74 .
( 2 ) . الميزان ، ترجمهء ناصر مكارم شيرازى و ديگران ، ج 1 ، ص 298 .
( 3 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 271 ؛ نيز ج 1 ، ص 78 و 79 .