تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
سورهء مريم ، « 1 » در داستان حضرت مريم به كار رفته است ، « 2 » اما در موارد ديگر نيز به آن اشاره شده است . « . . . نظيرش در نزول ملائكهء كرام بر ابراهيم و بشارت دادن وى به ولادت اسحاق ، و نيز نزولشان بر لوط عليهما السّلام و ظهورشان به صورت بشر . . . » و حتى در غير ملائكه « و نيز ظهور ابليس در جنگ بدر به صورت سراقة بن مالك ، با آن كه سراقه آن روز در مكه بود » . « 3 » ايشان موارد به كار رفتن كلمهء « تمثل » را در روايات بسيار مىداند « 4 » و روايات بسيارى را نيز دال بر آن مىگيرد . نظاير اين تمثل ، در روايات بسيار زياد است ، مانند تمثل ابليس در دارالندوة . . . و نيز مانند تمثلش در روز عقبه به صورت منبة بن حجاج و تمثلش براى يحيى عليه السّلام به صورتى عجيب و غريب . ايشان اين امر را به موارد ديگر نيز سرايت مىدهد و مىگويد : و نيز مانند تمثل دنيا براى امير المؤمنين عليه السّلام به صورت زنى زيبا و فتان ، و تمثل مال و اولاد و عمل آدمى در هنگام مرگ ، و تمثل اعمال آدمى در قبر و در روز قيامت . و از همين قبيل است تمثل‌هايى كه در خواب ديده مىشود ، مانند تمثل دشمن به صورت سگ و يا مار و عقرب . . . . « 5 » دقيقا چگونه ملائكه در ظرف ادراك فرد به صورت انسان ديده مىشوند ؟ در داستان حضرت ابراهيم ، علاوه بر پيامبر خدا ، همسر ايشان نيز فرشتگان را مىديد . و در داستان حضرت لوط ، همهء قوم او آنها را ديدند . آيا ديدن ملائكه اختصاص به پيامبران يا افراد خاصى ندارد ؟ آيا همه يك سان مىبينند و يا يك فرد ، در موارد مختلف ، يك فرشته را به صورت‌هاى گوناگون مىبيند ؟ در سخنان علامه نمىتوانيم پاسخى براى اين سؤال‌ها بيابيم . از ملائكه كه بگذريم ، آيا ابليس و در نتيجه ، جن نيز اين‌گونه‌اند ؟ چه دليلى مىتوانيم بر اين امر اقامه كنيم ، به ويژه آن كه : الف - اگر چه در قرآن ، به ديده شدن ملائكه توسط انسان تصريح شده است و كلمهء
هامش
( 1 ) .. . . فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا؛ پس به سوى او ( مريم ) روح خود را فرستاديم . پس براى او ( به صورت ) بشرى كامل نمايان شد ( و شكل گرفت ) . ( 2 ) . الميزان ، ج 14 ، ص 36 . ( 3 ) . همان ، ص 37 . ( 4 ) . همان ، ص 36 . ( 5 ) . همان ، ج 14 ، ص 37 و 38 .