ايمان آوردند و به سوى قوم خود برگشتند تا آنان را هم انذار كنند . « 1 »
ايشان در مقدمهء تفسير سورهء جن ، دربارهء هدف آن مىنويسد :
اين سوره به داستان چند نفر از طايفهء جن اشاره مىكند كه صوت قرآن را شنيدند و ايمان آورده ، به اصول معارف دين اقرار كردند . و از اين اشاره ، تسجيل نبوت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نتيجهگيرى مىشود . و نيز اين سوره به توحيد ربوبى و به مسئلهء معاد هم اشاره مىكند . . . . « 2 »
قصههاى قرآن در بيان مفسر الميزان
خداوند قرآن را به داشتن نيكوترين داستانها مىستايد :
« نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ »
، « 3 » داستانهايى كه يكى پس از ديگرى سورههاى آن را زينت مىبخشند و نظر هر خوانندهاى را به خود جلب مىكنند . داستانهاى قرآن را مىتوان از جهات مختلف مطالعه كرد .
1 - موضوع داستانها را اولا از جهت اشتمال آنها بر خوارق عادات و اعجاز و جايگاه آنها در نظام علّى و معلولى طبيعت ، و ثانيا از حيث مضمون ( كه خود نيز به 1 - مشخصات داستان . 2 - بحث كلى آن ، قابل تقسيم است ) مىتوان بررسى كرد .
در اين مورد ، شيوهء تفسيرى مفسر در برخورد با اين موضوعات از يك سو ، و از سوى ديگر شيوهء بيان قرآن در نقل داستان ، درخور تأمل است .
2 - داستانها از آن جهت كه از گذشته سخن مىگويند ، به تاريخ و از آن رو كه به برخى وقايع در عالم خارج اشاره مىكنند كه در علم ، قابل پيگيرى است ، به اين حوزه تعلق دارند . تطبيق داستانها با تاريخ يا يافتههاى علمى و باستانشناسى ، جنبهء ديگر اين بحث است .
معجزات و امور خارق العاده
ديدگاههاى علامه دربارهء اين موضوع را مىتوان به شرح زير دستهبندى كرد :
الف - علوم طبيعى براى وقوع هر پديدهاى در عالم هستى ، سلسلهاى نامتناهى از
هامش
( 1 ) . همان ، ج 18 ، ص 216 .
( 2 ) . همان ، ج 20 ، ص 38 .
( 3 ) . ما بر تو بهترين قصهها را باز مىگوييم . سورهء يوسف ، آيهء 3 .