در روايات نيز از شكل و هيئت ملائكه بسيار سخن گفته شده است . علامه در توضيح اين موارد مىنويسد :
. . . اين كه در روايات سخن از صورت و شكل و هيئتهاى جسمانى ملائكه رفته ، كه پارهاى از آن را در روايات پيشين ملاحظه فرموديد ، از باب تمثل است و خواستهاند بفرمايند كه فلان فرشته طورى است كه اگر اوصافش با طرحى نشان داده شود به اين شكل درمىآيد . و به همين جهت انبيا و امامانى كه فرشتگانى را ديدهاند ، براى آنان به آن صورت كه نقل كردهاند مجسم شدهاند ، و گرنه ملائكه به صورت و شكل درنمىآيند .
وى سپس توضيح مىدهد كه ملائك به صورت انسانى متمثل مىشوند نه متصور و متشكل :
آرى ، فرق است بين تمثل و شكلگيرى . تمثل ملك به صورت انسان معنايش اين است كه ملك در ظرف ادراك آن كسى كه وى را مىبيند ، به صورت انسان درآيد ، در حالى كه بيرون از ظرف ادراك او ، واقعيت و خارجيت ديگرى دارد و آن عبارت است از صورتى ملكى و بر خلاف تشكل و تصور ، كه اگر ملك به صورت انسان متصور و به شكل او متشكل شود ، انسانى واقعى مىشود ، هم در ظرف ادراك بيننده و هم در خارج آن ظرف . و چنين ملكى ، هم در ذهن ، ملك است و هم در خارج . و اين ممكن نيست . « 1 »
روايات و در مواردى نيز قرآن كريم ، به رؤيت ملائكه و جن توسط انسان اشاره دارد . در اين باره چه بايد گفت ؟ علامه در تفسير سورهء مريم به مناسبت داستان بشارت ملائكه به حضرت مريم در گفتارى مستقل به معناى « تمثل » و رد اشكالات وارد بر آن مىپردازد . ايشان در توضيح تمثل ملك مىگويد :
پس تمثل ملك به صورت بشر ، ظهور او براى بيننده به صورت بشر است ، نه اين كه ملك بشر شود ؛ چه اگر معنايش اين باشد ، لازم مىآيد چيزى چيز ديگر شود ، نه اين كه چيزى به صورت چيزى ديگر ظاهر شود و تمثل يابد . « 2 »
از نظر علامه اگر چه كلمهء « تمثل » در قرآن ، تنها يك بار و آن هم در آيهء 17
هامش
( 1 ) . همان ، ج 17 ، ص 13 .
( 2 ) . همان ، ج 27 ، ص 56 .