تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
علامه انگيزهء اين گروه را اين‌گونه معرفى مىكند : متأسفانه جمعى از نويسندگان معاصر . . . خواسته‌اند معارف دينى . . . را بر اساس علوم طبيعى امروز ، كه متكى بر « اصالت ماده » است و همه چيز را مادى و متحول و در راه تكامل مىداند ، بنا كنند . « 1 » [ و نتيجهء آن را هم اين مىداند كه ] بيانات مزبور را به كلى از معانى روشن اصلى تحريف كرده و به صورت مجازات بىارزشى درآورده‌اند . « 2 » اما بايد پرسيد كه اگر ما به وجود مجاز و كنايه و تمثيل در كلام خداوند معتقد باشيم و به ويژه اين كه همچون علامه اعتقاد داشته باشيم كه قرآن در بيان بسيارى از حقايق ، چاره‌اى ندارد جز آن كه حقايق بلند و نامأنوس با ذهن را در قالب بيانى آشنا و محسوس بياورد ، چگونه مىتوانيم آيات مربوط به ملائكه و جن و شيطان را از اين قاعدهء كلى ، كه تمام قرآن را در بر مىگيرد ، استثنا كنيم ؟ آيا اين احتمال وجود ندارد كه در بحث از ملائكه نيز براى بيان يك سلسله حقايق ( مادى يا غير مادى ) ناآشنا ، چاره‌اى جز به كار بردن اين شيوه نبوده است ؟ بنا بر اين نمىتوانيم تفاسير مختلف را به صرف گرويدن به مجاز يا تمثيل رد كنيم ، بلكه به نظر مىرسد لازم باشد با دليل روشن ثابت كنيم كه اين تمثيل و مجاز در اين مورد ، صادق نيست . علم به ما نشان داده است كه درك عرف از ظاهر آيه را نمىتوان ملاكى قطعى و بىنقص تلقى كرد ، همان‌گونه كه در بحث شهاب‌ها و رجم شياطين از ديدگاه علامه شاهد آن بوديم . بنا بر اين در سنجش آرا نيز نمىتوان صرفا به آن استناد كرد . بايد معيارهاى ديگرى را جستجو كنيم تا شايد بتوانيم ذره‌اى به حقايق قرآنى نزديك شويم .

صورت و هيئت ملائكه و جن و شيطان

قرآن شكل و هيئت ملائكه را اين‌گونه توصيف مىكند :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ »
. « 3 » علامه در تفسير اين آيه ، بال داشتن آنها را چنين توضيح مىدهد :
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 87 . ( 2 ) . همان ، ص 88 . ( 3 ) . حمد خداى را است كه آفرينندهء آسمان‌ها و زمين است و فرشتگان را فرستادگانى با بال‌هايى دوتايى و سه‌تايى و چهارتايى گرداند . سورهء فاطر ، آيهء 1 .