وجود فرشتگان نيز مجهز به چيزى است كه مىتوانند با آن كارى را بكنند كه مرغان ، آن كار را با بال خود انجام مىدهند ؛ يعنى ملائكه هم مجهز به جهازى هستند كه با آن از آسمان به زمين و از زمين به آسمان مىروند و از هر جايى به هر جايى كه مأمور باشند مىروند . قرآن نام جهاز را جناح ( بال ) گذاشته است . اين نامگذارى مستلزم آن نيست كه بگوييم : ملائكه دو بال نظير مرغان دارند كه پوشيده از پر است . [ و در واقع خود ايشان هم به نوعى مجاز قائل شدهاند . آيا كلام مىتواند از مجاز خالى باشد ؟ و در ادامه مىافزايند كه آيه بيش از اين را نمىرساند ] اين مقدار از لفظ جناح مىفهمى كه نتيجهاى را كه مرغان از بالهاى خود مىگيرند ، ملائكه نيز آن نتيجه را دارند ، و اما اين كه چطور آن را دارند ، از لفظ جناح نمىتوان به دست آورد . « 1 »
در بحث از شكل و هيئت ملائكه ، آيهء 1 سورهء فاطر ، تنها آيهاى است كه صريحا به آن مىپردازد . و اما در بحث از جن ، علامه جن را موجودى مىداند كه از حس ما پنهان است و مستند اين قول را خود كلمهء « جن » قرار مىدهد :
اصل كلمه جن به معناى پوشاندن است . و همين معنا در همهء مشتقات كلمه جريان دارد . اگر جن باشد ، از نظر پوشيده است . و اگر مجنه و جنه ( سپر ) باشد ، چون آدمى را از شمشير دشمن مىپوشاند . و اگر جنين باشد ، چون از نظرها پنهان است . و اگر جنان ( قلب ) باشد ، چون از نظرها پنهان است [ سپس نتيجه مىگيرد كه ] جن طائفهاى از موجوداتند كه بالطبع از حواس ما پنهانند . « 2 »
قرآن كريم مىفرمايد :
« . . . إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ . . . »
« 3 » بسيارى از مفسران ، اين آيه را مستندى براى قابل رؤيت نبودن جنيان گرفتهاند ، اما علامه تفسيرى ديگر از آن ارائه مىدهد و معنايى مجازى براى آن در نظر مىگيرد .
اين جمله ، نهى قبل را تأكيد نموده ، مىفهماند كه راه نجات از فتنههاى ابليس ، بسيار باريك است ؛ زيرا وى از جايى كار انسان را مىسازد و طورى به انسان نزديك مىشود و او را مىفريبد كه خود او نمىفهمد . . . . « 4 »
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 17 ، ص 7 .
( 2 ) . همان ، ج 12 ، ص 152 ؛ ج 20 ، ص 39 .
( 3 ) . همانا او و قبيلهاش شما را مىبينند از جايى كه آنها را نمىبينيد . . . . سورهء اعراف ، آيهء 27 .
( 4 ) . الميزان ، ج 8 ، ص 71 .