تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
مردانى از انس بودند كه به مردانى از جن پناه مىبردند . « 1 » آيا اين ويژگىهاى جنيان ، يعنى خلقت آنها از آتش ، كه پديده‌اى مادى است ، و وجود تناسل و توالد و مرگ و مير در ميان آنها نمىتواند قرينه‌اى بر مادى بودن اين مخلوقات باشد ؟

نقد آراى مخالفان

علامه نظريهء مادى بودن ملائكه و جن و شيطان را نادرست مىداند . ايشان با نقل اقوال مختلف در اين باره به نواقص اين سخنان اشاره مىكند : اما اين كه در سر زبان‌ها افتاده كه مىگويند : « ملك جسمى است لطيف كه به هر شكل در مىآيد جز شكل سگ و خوك ، و جن نيز جسمى است لطيف جز اين كه به هر شكلى در مىآيد حتى شكل سگ و خوك » مطلبى است [ كه ] هيچ دليلى بر آن نيست ، نه از عقل و نه از نقل . نقل هم نه از كتاب و نه از سنت معتبر . و اين كه بعضى ادعا كرده‌اند كه مسلمانان بر اين مطلب اجماع دارند ، علاوه بر اين كه چنين اجماعى در كار نيست ، به فرض اين كه باشد ، هيچ دليلى بر حجيت چنين اجماعى نداريم ؛ چون اجماع در مسائل اعتقادى نيست . « 2 » در واقع ، در ضمن اين سخن ، علامه منابعى را هم كه در بحث از اين امور ، معتبر مىشمارد مشخص كرده است . اين منابع ، به وحى ، يعنى قرآن ، و به تبع آن ، سنت محدود نيست و عقل هم قابل اعتماد شناخته شده است . در جاى ديگر ، علامه به نمونهء ديگرى از اين قول اشاره مىكند . برخى معتقدند : فرشتگان كه پيغمبران از آنها سخن مىرانند ، همان قواى طبيعى هستند كه كارهاى جهان طبيعت را تنظيم مىكنند و يا قواى نفسانى خاصى هستند كه كمالات را در نفوس پرورش مىدهند و « روح القدس » يك مرتبهء عالى از همين روح مادى است كه افكار مقدس و پاكى از آن تراوش مىنمايد . شيطان هم مرتبهء پستى از اين روح است كه افكار زشت و شيطانى توليد كرده و به كارهايى كه موجب فساد در اجتماع مىشود ، دعوت مىنمايد . « 3 »
هامش
( 1 ) . سورهء جن ، آيهء 6 . همان ، ج 20 ، ص 39 . ( 2 ) . الميزان ، ج 17 ، ص 13 . ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 87 .