تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
دارند . و براى اثبات آن به آيهء 18 سورهء احقاف « 1 » استناد مىكنند . « 2 » 2 - « . . . جنيان هم مانند انسان‌ها مؤمن و كافر دارند ، بعضى صالح و بعضى ديگر فاسدند . » . « 3 » علامه آيات متعددى را شاهد براى اين سخن مىآورد از جملهء ، آيهء 56 سورهء ذاريات « 4 » 2 سورهء جن « 5 » و 31 سورهء احقاف . « 6 » 3 - « . . . اين نوع مانند نوع بشر داراى شعور و اراده است » . « 7 » علامه آيه‌اى را براى اين سخن خود گواه نمىآورد . به نظر مىرسد اين معنا را از مكلف بودن جن و متصف به ايمان و كفر نشدن آنها استنباط كرده است . 4 - « علاوه بر اين ، آنها مىتوانند كارهايى سريع و اعمالى شاق را انجام دهند كه از نوع بشر ساخته نيست . هم چنان كه در آيات مربوط به قصص حضرت سليمان عليه السّلام و اين كه جنيان مسخّر آن جناب بودند ، و نيز در قصهء شهر سبا ، آمده است » . « 8 » علامه علاوه بر اين خصوصيات كه براى جن از قرآن استخراج مىكند ، اين مطلب را هم مىافزايد : از كلام خداى تعالى استفاده مىشود كه ابليس از طائفهء جن بوده . . . چون در قرآن مىخوانيم :
« كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ »
او از جن بوده و در آخر از امر پروردگارش سرپيچى كرد . « 9 » اين خصوصيات را كه علامه به استناد آيات قرآن براى جن ذكر كرده ، يعنى اتصاف آنها به ايمان و كفر و صلاح و فساد ، مخاطب قرار گرفتن آنها در قرآن ، به نتيجهء اعمالشان رسيدن و اراده داشتن آنها ، همه و همه به يك چيز باز مىگردد و آن مكلف بودن
هامش
( 1 ) .. . . فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ . . .؛ در امت‌هايى اعم از جن و انس كه پيش از ايشان گذشتند . ( 2 ) . الميزان ، ج 12 ، ص 152 ؛ ج 20 ، ص 39 . ( 3 ) . همان ، ج 20 ، ص 39 . ( 4 ) .وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ؛ و جن و انس را نيافريديم مگر تا پرستشم كنند . ( 5 ) .. . . فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً؛ پس ( ما جنيان ) به آن ايمان آورديم و هيچ كس را شريك پروردگارمان قرار نمىدهيم . ( 6 ) .يا قَوْمَنا أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ . . .؛ اى قوم ما ( جنيان ) دعوت كننده ( از طرف ) خداوند را اجابت كنيد و به او بگرويد . . . . ( 7 ) . الميزان ، ج 12 ، ص 151 و 152 ؛ ج 20 ، ص 39 . ( 8 ) . همان ، ج 20 ، ص 39 ؛ نيز ج 12 ، ص 151 و 152 . ( 9 ) . سورهء كهف ، آيهء 50 . همان ، ج 20 ، ص 39 .