تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
3 - علامه با استفاده از آيات 164 سورهء صافات ، « 1 » 21 سورهء تكوير « 2 » و 22 سورهء سبأ ، « 3 » ويژگى سوم ملائكه را اين‌گونه توضيح مىدهد : « ملائكه با همهء كثرتى كه دارند داراى مراتب مختلفى از نظر بلندى و پايينى هستند ، بعضى ما فوق بعضى ديگرند و جمعى نسبت به مادون خود آمرند و آن ديگران مأمور و مطيع آنان » . آن‌گاه مىافزايد : « آن كه آمر است به امر خدا امر مىكند و حامل امر خدا به سوى مأموران است . و مأموران هم به دستور خدا مطيع آمرند . در نتيجه ، ملائكه به هيچ وجه از خود اختيارى ندارند . » . « 4 » علامه در توضيح علت اختلاف در نسبت دادن يك پديده ، به علت‌هاى غير مادى متعدد ، همين ويژگى را مبنا قرار مىدهد : « همچنان فعل متقدم و متبوع از ملائكه ، عينا فعل اتباع و پيروان او ، و قول او هم قول آنان است . چنان كه در عين حال ، فعل تمامى ، فعل پروردگار و قول همه ، قول او - جلت عظمته - مىباشد » . ايشان با آوردن آيات 42 سورهء زمر ، « 5 » 11 سورهء سجده « 6 » و 61 سورهء انعام « 7 » مىنويسد : ملاحظه مىكنيد كه چگونه موضوع واحدى را كه « قبض روح » باشد در يك جا به خود ، در جاى ديگر به ملك الموت و در جاى سوم به اتباع ملك الموت نسبت داده است . « 8 » ايشان مورد ديگرى را نيز مثال مىزند : « همچنين وحىيى را كه به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله شده ، در يك جا به خود نسبت داده . . . ، « 9 » در جاى ديگر به روح الامين و جبرئيل . . . « 10 »
هامش
( 1 ) .« وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ »؛ و هيچ كدام از ما نيست مگر آن كه جايگاه معلومى دارد . ( 2 ) .« ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ »؛ داراى قدرتى نزد خداوند عرش و الا مقام ( است ) . ( 3 ) .« . . . لا يَمْلِكُونَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ ما لَهُمْ فِيهِما مِنْ شِرْكٍ . . . »؛ به اندازهء ذره‌اى ، در آسمان‌ها و زمين مالكيت ندارند و براى ايشان در آسمان‌ها و زمين سهمى نيست . . . . ( 4 ) . الميزان ، ج 17 ، ص 13 . ( 5 ) .« اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها . . . »؛ خداوند جان‌ها را هنگام مرگ آنها و آنهايى را كه نمرده‌اند ، در خوابشان مىگيرد . ( 6 ) .« قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ . . . »؛ بگو : فرشتهء مرگ ، شما را مىميراند . ( 7 ) .« . . . حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا . . . »؛ تا آن هنگام كه يكى از شما را ( زمان ) مرگ فرا رسد ، فرستادگان ما او را مىميرانند . . . . ( 8 ) . الميزان ، ج 3 ، ص 191 و 192 . ( 9 ) .« إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ . . . »همانا ما به سوى تو وحى كرديم . . . . سورهء نساء ، آيهء 163 . ( 10 ) .« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ . . . »؛ و روح الامين آن را فرو آورد . . . . سورهء شعراء ، آيهء 193 .« فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ »؛ پس همانا او ( جبرئيل ) به اذن خداوند ، آن را بر قلب تو فرو آورد . سورهء بقره ، آيهء 97 .