تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
حضرت عيسى . « 1 » عبارت « پرده مىافتد » ( يسدل الستار ) ، كه در نمايشنامه‌ها به كار مىرود ، تكيه كلام او در بيان صحنه‌هاى مختلف اين داستان‌ها است . « 2 » سيد قطب به فاصلهء زمانى طولانىيى كه در ميان بخش‌هاى مختلف داستان حضرت عيسى در سورهء آل عمران وجود دارد ، اشاره مىكند . داستان با بشارت ملائكه به مريم ، دربارهء پسرش و صفات ، رسالت ، معجزات او و سخنانى كه مىگويد ، آغاز شده ، بلافاصله سياق به احساس كفر حضرتش از جانب بنىاسرائيل و طلب يارى در ابلاغ دين خداوند منتقل مىشود . از متولد شدن حضرت عيسى ، از رويارو شدن مادرش با قوم خود ، از سخن گفتنش در گهواره و از دعوت قومش و از ارائهء معجزاتى كه در بشارت ملائكه به مادرش ، براى او بر شمرده شده بود ، هيچ نمىگويد . « 3 » او در تفسير آيهء 133 سورهء اعراف « 4 » دربارهء عذاب‌هايى كه بر قوم فرعون نازل شد ، توضيح مىدهد كه آيه ، همهء اين عذاب‌ها را گرد آورده است به گونه‌اى كه گويا يك باره نازل شده‌اند ، در حالى كه اين بلايا ، يكى يكى قوم فرعون را در بر گرفت ، اما از آن جا كه همهء آنها يك تجربه ( عذاب ) بودند و نتيجه‌شان هم يك‌سان بود ، قرآن ، آنها را اين‌گونه يك جا آورده است . « 5 » اكنون بايد توجه كرد كه اگر قرآن چنين روشى در بيان مطالب دارد ، چه بسا ممكن است كه در موارد ديگر ، در داستان‌ها يا غير داستان‌ها نيز اين‌گونه سخن بگويد و ما به آن توجه نداشته باشيم ؛ به ويژه هنگامى كه آن مطالب دربارهء امورى نامأنوس‌تر باشند . د - ترتيب داستان‌ها لزوما تاريخى نيست . در برخى سوره‌ها قرآن به نقل چندين داستان پرداخته است . آيا اين داستان‌ها به ترتيب تاريخىشان ، در پى يكديگر آورده شده‌اند ؟ از آن جا كه سيد قطب قرآن را كتاب تاريخ نمىداند ، ضرورتى نيز براى آمدن داستان‌ها به ترتيب زمان وقوعشان نمىبيند . در جايى به ترتيب تاريخى آمده‌اند و در جايى نه ؛ زيرا سياق است كه ضرورت آن را مشخص مىكند . او در تفسير سورهء اعراف ،
هامش
( 1 ) . همان ، ص 2306 . ( 2 ) . همان ، ج 5 ، ص 2637 . ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 401 . ( 4 ) .« فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ؛ پس بر آنها طوفان و ملخ‌ها و شپش‌ها و قورباغه‌ها و خون را ، كه معجزاتى جدا جدا ( و متمايز كننده ) بودند ، فرستاديم . ( 5 ) . فى ظلال القرآن ، ج 3 ، ص 1358 .
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 344 | شادى نفيسى