بنىاسرائيل مىآورد ، به يك هدف كلى ديگر نيز اشاره مىكند . از نظر او يكى از علتهايى كه قرآن بيش از همهء داستانها ، به قصص بنىاسرائيل پرداخته ، اين بوده كه خداوند مىدانسته كه برخى نسلهاى اين امت مسلمان ، از همان مراحلى مىگذرند كه بنىاسرائيل گذشتند . از اين رو ، بر داستان آنها تأكيد كرده و آن را بازگفته تا از آن عبرت گيرند . « 1 »
داستان حضرت ابراهيم ، از جمله داستانهاى سورهء شعراء است و از نظر سيد قطب ، پيامبر اسلام - صلوات اللّه عليه و آله - مأمور شده بود تا آن را بر مشركان ، كه خود را وارثان حضرت ابراهيم مىدانستند ، بخواند تا حقيقت ادعايشان روشن گردد . « 2 »
و اما داستان حضرت داود و سليمان ، در سورهء نمل ، نعمتهاى خداوند به حضرت داود و سليمان را آشكار مىكند و همچنين اصول اعتقادىيى را كه هر پيامبرى مردم را به آن دعوت مىكند ، روشن مىسازد . در اين داستان چگونگى رويارو شدن ملكهء سبا و قومش با كتاب حضرت سليمان ، كه تنها بندهاى از بندگان خدا است ، و در مقابل ، رويارويى قريش با كتاب خدا ، نمودى روشن دارد . اينان تكذيب كردند و مخالفت ورزيدند و آنان ايمان آوردند و تسليم شدند . « 3 »
روش بيان قرآن در نقل سرگذشت پيشينيان
قرآن از نقل داستان ، هدفى تربيتى دارد . بر اين اساس ، سيد قطب روش قرآن را در بيان قصص تبيين مىكند :
الف - تنها بخشهايى از داستان انتخاب و نقل مىشود . قرآن به تناسب موضوع كلى سوره ، بخشهايى از داستان را كه با آن متناسب است نقل مىكند .
او در تفسير داستان حضرت ابراهيم در سورهء شعراء توضيح مىدهد كه داستان او در سورههاى بقره ، انعام ، هود ، ابراهيم ، حجر ، مريم ، انبياء و حج ، به تناسب سياق كلى سوره آمده است و در هر سوره ، از اين داستان ، آن مقدار نقل شده كه با موضوع سوره و فضاى آن ، هماهنگ بوده است . سپس به تفصيل به تك تك موارد اشاره مىكند
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 261 .
( 2 ) . همان ، ج 5 ، ص 2600 .
( 3 ) . همان ، ج 5 ، ص 2624 و 2625 ؛ براى مشاهدهء موارد ديگر ، ر . ك : فى ظلال القرآن ، ج 1 ، ص 61 و 72 ، 77 ، 262 و 264 ؛ ج 2 ، ص 1042 ؛ ج 3 ، ص 1246 - 1251 ، 1304 ، 1305 ، 1308 ، 1397 و 1485 ؛ ج 4 ، ص 1880 ، 1881 ، 1963 ، 2257 ، 2258 و 2304 ؛ ج 5 ، ص 2643 و 2676 .