تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
پرندگان ، جنيان و انسان‌هايى را كه در خدمت آن حضرت هستند ، به يك گروه ، نه همهء افراد آن نوع ، محدود مىكند . او براى اين مطلب ، دليل مىآورد كه اگر تمام پرندگان در خدمت حضرت سليمان بودند چگونه مىتوانست غيبت يك هدهد را در بين ميليون‌ها هدهد متوجه شود ، چه برسد به ميليون‌ها پرنده . « 1 » اما نمىگويد كه همين متوجه شدن حضرت سليمان نيز امرى خارق العاده بوده است . او در گفتگوى بين هدهد و حضرت سليمان ، از قدرت درك و هوش و ايمان هدهد اظهار شگفتى مىكند كه چگونه اين پرنده مىتواند دريابد كه آن زن ، ملكه است و آنها رعيت اويند و خورشيد را مىپرستند و اين كه سجده جز براى خداوند سزاوار نيست . و نتيجه مىگيرد كه « او هدهد ويژه‌اى بوده كه از چنين درك خاصى از طريق خرق عادت و غير معمول ، برخوردار بوده است . » « 2 » بنا بر اين نه تنها مسخّر بودن اين پرندگان امرى خارق العاده است ، بلكه خود اين پرندگان هم ، به گونه‌اى خارق العاده از شعور و ايمان بهره‌مند بوده‌اند . « 3 » اما آيا واقعا چنين نتيجه‌گيرىيى لزوم دارد ؟ اگر به قرآن مراجعه كنيم كه مىفرمايد : تمام هستى و نه تنها موجودات ، خداوند را تسبيح مىگويند و ما درنمىيابيم . پس از نظر قرآن ، وسعت وجودى موجودات ، بسى بيش از اين است كه ما مىفهميم . و اگر به علم هم مراجعه كنيم ، در زندگى حيوانات و از جمله ، پرندگان ، نمونه‌هايى از فعاليت را به ما مىنماياند كه به فعاليت‌هاى با درك و شعور انسانى بسيار شبيه است . اگر چه اين يافته‌ها نمىتواند به طور قطع چيزى را ثابت كنند ، اما ديد ما را از دنياى اطرافمان ، كه آن را بىشعور مىپنداريم ، وسعت مىبخشد . داستان‌هاى قرآن ، بسى متنوع‌تر ، متفاوت‌تر و بيش‌تر از اين چند نمونهء اندك هستند . اما اين تحقيق را چاره‌اى نيست جز آن كه بدين مقدار بسنده كند .

اعتبار تاريخ در تفسير داستان‌هاى قرآن

چنان چه گفته شد ، داستان‌هاى قرآن حوزه‌اى مشترك با تاريخ دارند . اما آيا سيد قطب تاريخ را براى تبيين بخش‌هايى از اين داستان‌ها معتبر مىشمارد ؟
هامش
( 1 ) . همان ، ج 5 ، ص 2636 . ( 2 ) . همان ، ص 2639 . ( 3 ) . همان ، ص 2635 .