محقق مىساخت . « 1 » و در تفسير آيات سورهء صاد كه به همين موضوع اشاره دارند ، « 2 » آن را نه خارج از ارادهء خداوند و نه امرى غير ممكن ، براى او مىداند . « 3 » سيد قطب در هيچ يك از اين موارد ، از حد نص قرآن خارج نشده ، وارد اساطير و اسرائيليات نمىگردد .
خداوند در سورهء سبأ مىفرمايد :
« . . . وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ »
. « 4 » و سيد قطب در تفسير آن مىآورد :
سياق آيات به اين اشاره دارند كه مس گداخته شده ، معجزهاى بوده است خارق العاده ، همچون نرم بودن آهن براى حضرت داود . و چه بسا به اين صورت بوده كه خداوند چشمهاى آتشفشان را از مس گداخته از اعماق زمين براى او پديدار ساخته يا اين كه ذوب كردن مس را به او الهام نموده تا جريان يابد و قابليت ريختهگرى و چكشكارى را پيدا كند . « 5 »
لطف خداوند به حضرت سليمان به اين موارد محدود نمىشود ، بلكه او به زبان پرندگان نيز آگاه بوده است . سيد قطب در توضيح اين لطف الهى كه در سورهء سبأ به آن اشاره شده ، آن را موهبتى الهى براى حضرت سليمان مىداند و آن را امرى خارق العاده معرفى كرده كه از طريق كوشش و تلاش و ديگر راههاى معمول بشرى ، بدان دست نيافته است . از نظر او تفسير اين پديدهها بر اساس تحقيقات علمى جديد ، چنان كه برخى مفسران گفتهاند ، در واقع خارج كردن اين خرق عادت از ماهيت خودش است . « 6 »
سيد قطب در تفسير داستانهاى قرآن ، بسيار اندك سخن مىگويد و از تحليل عقلى مىپرهيزد ؛ اما موارد استثنا نيز وجود دارند . نمونهاى از اين تفسير را در داستان حضرت سليمان و نيز در داستان حضرت موسى « 7 » مىيابيم كه تنها به ذكر مورد اول مىپردازيم . او در تفسير داستان هدهد با حضرت سليمان ، به تحليل عقلى پرداخته ،
هامش
( 1 ) . فى ظلال القرآن ، ج 5 ، ص 2898 .
( 2 ) . سورهء ص ، آيهء 36 .
( 3 ) . فى ظلال القرآن ، ج 5 ، ص 3020 و 3021 .
( 4 ) . و برايش چشمهء مس را روان ساختيم . سورهء سبأ ، آيهء 12 .
( 5 ) . فى ظلال القرآن ، ج 5 ، ص 2898 .
( 6 ) . همان ، ج 5 ، ص 2634 .
( 7 ) . همان ، ج 2 ، ص 1012 و 1013 .