از فرعون مبنى بر همراه ساختن بنىاسرائيل با وى سخن مىگويد ، اما آنها با وجود آشكار شدن صدق سخن حضرت موسى و غلبهء معجزهاش بر سحر ساحران ، او را انكار كردند و از پذيرفتن درخواستش سر باز زدند . آنگاه خداوند ، آنها را به بلايايى مبتلا ساخت تا متذكر گردند كه اولين آنها قحطى شديد بود و سپس
« فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ »
« 1 » .
سيد قطب در توضيح اين عذابها مىگويد :
اين آيات چگونه واقع شدند ؟ از آن جا كه ما فراتر از نص قرآن ، چيزى نداريم و در احاديث مرفوعه به رسول خدا - صلوات اللّه عليه و آله - نيز چيزى در اين باره نيست ، بنابر روشى كه در اين تفسير پيش گرفتهايم ، در چنين مواقعى ، در حد نصوص قرآن توقف مىكنيم .
او هيچ توضيحى دربارهء اين عذابهاى الهى نمىدهد . تنها به اهل جاهليت جديد ، خرده مىگيرد كه آنگاه كه آفات محصولاتشان را فرا مىگيرد ، به سوى خدا متوجه نمىگردند و اگر صاحبان مزارع و كشاورزان ، دست خدا را در اين بلا حس كنند و به درگاه خداوند دست به دعا بردارند تا اين بلا را از آنها دفع نمايد ، اين افراد و پيروان كاذب « علم » ، آنها را به باد انتقاد و تمسخر گرفته ، غيب را خرافه و اين وقايع را امورى تصادفى و گذرا مىخوانند . « 2 »
اصحاب فيل
سورهء فيل از سورههاى كوچك قرآن است كه به واقعهاى مهم اشاره دارد ؛ يعنى واقعهء شكست و نابودى لشكرى بزرگ كه براى ويران ساختن خانهء خدا به مكه آمده بودند ، اما نه به دست يك لشكر انسانى ، بلكه توسط جنود الهى و پرندگانى به نام ابابيل و به وسيلهء سنگهاى سجّيل . عبد ه در تفسير اين آيات ، اين احتمال را مطرح كرده كه آن چه هلاكت اصحاب فيل را موجب شده بود ، امراضى همچون و با يا جذام بوده است . سيد قطب پس از نقل سخنان عبد ه ، در اين باره تفسير آيات را بر مبناى معناى ظاهرىشان ترجيح داده و علت آن را چنين توضيح مىدهد كه اگر اين نظر را
هامش
( 1 ) . پس بر آنها طوفان و ملخها و شپشها و قورباغهها و خون فرستاديم . . . . سورهء اعراف ، آيهء 134 .
( 2 ) . فى ظلال القرآن ، ج 3 ، ص 1357 و 1359 .