از خرق نواميس هستند . « 1 »
طنطاوى به موارد مختلفى از علم اشاره مىكند و آنها را هزاران مرتبه عجيبتر از مسئلهء حضرت عيسى مىخواند « 1 » و نتيجه مىگيرد كه مسئلهء حضرت مريم و فرزندش مطرح شده است تا مردم را به علم و حكمت متذكر شود . گويى كه خداوند مىفرمايد :
اى مردم ! هر آن چه با آن مأنوس شدهايد ، علم نيست . علم و رحمت مرزى ندارد . پس همانگونه كه من از پدر و مادر مىآفرينم ، از يك والد نيز مىآفرينم . از آن جا كه شما را بىاطلاع يافتم ، در كتابم چنين آوردم كه عيسى از مريم است و پدر ندارد . اينها نيز براى آن است كه نظام هستى را فراگيريد . « 3 » او سپس به برخى حيوانات اشاره مىكند كه مادگى و نرينگى در يك حيوان جمع شده است . « 3 »
خداوند در آيهء 259 سورهء بقره ، « 5 » نظر عزير را به حيوانش جلب مىكند . طنطاوى اين را دعوتى برانگيزنده به علم تشريح تلقى مىكند كه در پزشكى فراگرفته مىشود و لازمهاش خواندن علوم طبيعى دربارهء گياهان و جانوران و دستهها و انواع و اشكال آنها است . « 6 »
علاوه بر اين ، نوع حيوان ياد شده در آيه نيز توجه او را جلب مىكند و مناسبتى پديد مىآورد تا به انواع حيوانات مهرهدار كه الاغ ، از دستهء چارپايان آن است ، به تفصيل اشاره كند و حدود هشت صفحه با تصوير دربارهء دوزيستان ، كه گروه واسط بين ماهىها و خزندگان و يكى از انواع پنجگانهء حيوانات هستند ، سخن گويد . « 7 »
ماجراى حضرت ابراهيم و چهار پرنده نيز درس تحليل و تركيب است . او سپس به بحثى مفصل دربارهء اتحاد و تركيب و تحليل از مباحث علم شيمى مىپردازد تا خوانندگان را از اهميت و جايگاه والاى اين مباحث آگاه سازد و بيان كند كه چرا قرآن در اين داستان ، از اين مباحث مهم سخن به ميان آورده است . « 8 »
در داستان حضرت سليمان كه هر بخش از آن ، يك درس است ، اول ، علم آن
هامش
( 1 ) همان ، ج 10 ، ص 16 .
( 3 ) همان ، ص 18 .
( 5 ) .أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ . . ..
( 6 ) . الجواهر ، ج 1 ، ص 240 .
( 7 ) . همان ، ج 1 ، ص 246 و 247 .
( 8 ) . همان ، ج 1 ، ص 240 - 244 .