تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
زيباتر و خيره‌كننده‌تر است از تمامى آن چه از طريق خرق عادت روى مىدهد . پس آيا شايسته است كه آنان را در طلب آن چه به دست پيامبران و اوليايتان روى مىدهد واگذاريد ؟ به درستى كه پيامبران فرستاده شدند تا شما را به سلطنت و ملك خداوند هدايت كنند نه آن كه به آن چه به دست آنها ، كه برگزيدگان شمايند ، روى مىدهد سرگرم شويد . آفرينش آسمان‌ها و زمين‌ها بزرگ‌تر از آفرينش انسان است . در آن چه بزرگ‌تر است نظر اندازيد و بدانيد كه پيامبران نيامده‌اند مگر براى راهنمايى شما به سوى خدا و نظام آفرينش و شگفتىهايش . پس اگر عقل را به پاره‌اى از آنچه به دست آنان روى مىدهد محدود سازيد ، از آن چه به روشنگرى نزديك‌تر است غافل گشته‌ايد . « 1 » از نظر طنطاوى داستان‌هاى قرآن عبرت انگيزند و به تناسب به مباحثى از علوم اشاره دارند . « 2 » و با اشاراتشان ما را به فراگيرى علوم و مطالعهء طبيعت ترغيب مىكنند . از نظر او داستان اصحاب كهف نيز چنين است و نبايد به آن محدود شد ، بلكه بايد نقوش اين هستى را خواند نه نقوش اصحاب كهف را . « 3 » واقعهء ظهور چشمه براى بنىاسرائيل با ضربهء حضرت موسى به يك قانون طبيعى اشاره دارد . گويا خداوند مىفرمايد : اگر موسى با عصايش بر سنگ مىزند ، عصاى من قانون و ابداعى شگفت و نظامى بديع است . اين عصاى پروردگارت است كه با آن ، سنگ‌ها شكافته مىشوند . بخشش او فراگير است و معجزاتش هميشگى . نه تعدادشان را نهايتى است و نه زمانشان را پايانى . پيوسته و پا برجاست و از بين نمىرود . بر نادانان پوشيده است و بر انديشمندان و حكما آشكار . . . و اين دعوتى برانگيزنده براى نگريستن در علوم طبيعى است . پس بدان كه كوه‌ها همه ، سنگ‌هاى خداوند هستند و قوانين طبيعت عصاى او . پس طبيعت را مطالعه كن . همانا خداوند با اشاره به سنگ و جوشيدن چشمه از آن ، تو را به نظر كردن مىخواند . « 4 » در ولادت حضرت عيسى از مادر ، بدون داشتن پدر ، خرق عادت ديگرى نهفته است . اما اگر مردم در خرق نواميس طبيعت ، قدرت خداوند را آشكار مىبينند ، در توليد مثل گياهان ، نمونه‌ها و انواعى وجود دارند كه از نظر شكل و بديع بودن ، برتر
هامش
( 1 ) . همان ، ج 9 ، ص 130 . ( 2 ) . همان ، ج 4 ، ص 208 . ( 3 ) . همان ، ج 9 ، ص 128 . ( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 82 .
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 301 | شادى نفيسى