انسان را به شگفتى وامىدارند . هر كسى هم كه در شنيدن عجايب ، بيشتر به شگفت آيد ، به علم علاقهمندتر خواهد بود . و كسى كه بىحوصلگى و بىتوجهى به اين امور بر او حاكم باشد ، از علم به دور خواهد بود . لذا به اين ماند كه اين داستانها كليدهاى گنجينههاى علومند ، خوانده مىشوند تا ذهن كودكان و ناآگاهان را بگشايند تا به هنگام بزرگى به مطالعهء علوم طبيعت پرداخته ، عقلشان صيقل يابد ، بيدار شوند و با حقايق آشنا گردند . « 1 »
از نظر او در قرآن نيز اين امور عجيب آمدهاند ، اما نه به صورت خرافى ، بلكه در قالب معجزه ، تا خيال را توسعه داده ، بپرورانند . سپس مطالعهء زمين و آسمان و شگفتىهاى طبيعت ، در آن عرضه شده است و بدين وسيله بين پروراندن خيال با معجزات و صيقل زدن آن با علوم طبيعى جمع گشته است . « 2 »
داستانهاى قرآن واقعى است
اگر چه طنطاوى از اهميت امور خيالى در پرورش ذهن سخن مىگويد و داستانهاى قرآن را به آن تشبيه مىكند ، اما به هيچ وجه به غيرواقعى بودن اين داستانها معتقد نيست . اين داستانها را مطابق با واقع و مطابق با شخصيتهاى حقيقى مىداند « 3 » كه بر زبان انبيا جارى شدهاند . « 4 » او در بحث از جايگاه حكايتهاى شگفت ، آنها را به خرافى و واقعى تقسيم مىكند و داستانهاى قرآن را از دستهء دوم مىداند . او اگر چه معتقد است كه در اين مقام ، آن چه اهميت دارد نتيجهاى است كه از داستانها گرفته مىشود و صدق و كذب آنها تأثيرى در برآوردن اين هدف ندارد ، اما با وجود اين ، تنها بر واقعى بودن داستانهاى قرآن ، بلكه داستان همهء كتابهاى آسمانى تأكيد مىكند . « 5 »
2 . برداشتهاى علمى
الف ) داستانهاى قرآن ، ما را به ارزش علم آگاه مىسازند و به طلب آن و پرهيز از
هامش
( 1 ) . همان ، ج 10 ، ص 13 و 14 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 115 و 116 ؛ نيز ر . ك : ج 10 ، ص 13 و 14 ؛ ج 3 ، ص 216 .
( 3 ) . همان ، ج 9 ، ص 199 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 115 و 116 .
( 5 ) . همان ، ج 10 ، ص 13 ؛ نيز ر . ك : ج 9 ، ص 211 - 216 .