كرده است و آنها را به ستم و ظلم امتهاى پيرامونشان مبتلا ساخته است . . . . « 1 »
علاوه بر اين ، داستان حضرت موسى به ما درس صبر و شكيبايى مىآموزد و اين كه نجات و رستگارى در گرو آن است . . . به ما مىآموزد كه جهاد از گهواره تا گور ادامه دارد و انسان مجاهد تا آن هنگام كه زنده است نبايد به احدى اعتماد كند ؛ زيرا همه دستخوش تغيير و دگرگونى مىشوند . پرهيز از دوستان ، دست كمى از مقاومت در برابر دشمنان ندارد . اين امر در داستان حضرت موسى به خوبى آشكار است . دشمنى فرعون براى او موقتى بود و از آن خلاصى يافت ، اما قوم و اطرافيانش ، مكرر رنگ عوض كردند ، « من و السلوى » را ناپسند شمردند ، از ورود به آن شهر سر باز زدند و گوساله را پرستيدند .
به همين سان ، عيبهاى هر امتى در زمان امنيت و آرامش آشكار مىشود ؛ زيرا در زمان ترس و وحشت به دشمنان سرگرم است . « 2 » همچنين خداوند حكايت جهالتها و نافرمانىهاى بنىاسرائيل را مىآورد تا رسول گرامىاش صلّى اللّه عليه و آله را به خاطر ناراحتىهايى كه از جانب قوم خود به او مىرسد ، تسلى دهد و به ايشان اطمينان بخشد كه همان گونه كه پيروزى موسى بر فرعون ، مانع از اين نشد كه بنىاسرائيل از نادانى و نافرمانى سر باز زنند ، پيروزى حضرتش در جنگ احد و بدر و امثال آن نيز مانع از آن نشد كه منافقان از دروغ گفتن و افترا بستن به دين اسلام دست بردارند . اما اگر قوم موسى نادانى پيشه كردند ، در عوض خداوند هم بندهاش را به خود نزديك ساخت ، او را برگزيد و بر او تورات را نازل كرد . همانا كه پاداش بنده نزد پروردگارش است ، نه نزد مردم . « 3 »
داستان حضرت نوح نيز پيام صبر و پيروزى دارد . خداوند اين داستان را حكايت مىكند تا الگويى شايسته براى ما باشد و ما را مطمئن سازد كه آنانى كه مصلح هستند ، سرانجام موفق خواهند بود . اين داستان ، مصلحان را علم و ايمان و يقين مىبخشد كه پس از صبر ، موفقيت در انتظار آنان است . « 4 » طنطاوى به اشكالهايى كه قوم حضرت نوح مطرح مىكردند ، اشاره مىكند . اين ايرادها يا ناظر به دعوت كننده است يا به پيرامون او باز مىگردد و يا رابطهاى را كه بين آنها وجود دارد زير سؤال مىبرد . مردم همواره چنين بودهاند كه يا رهبر را تكذيب كرده ، دروغگو مىخوانند ، يا پيروانش را سرزنش كرده كه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 212 .
( 2 ) . همان ، ص 206 و 207 .
( 3 ) . همان ، ص 216 .
( 4 ) . همان ، ج 6 ، ص 157 .