الف - مواعظ و نصايح
طنطاوى فرار جوانان را از ظلم در داستان اصحاب كهف به فرار صحابه از مكه و مهاجرت برخى از آنها به مدينه تشبيه مىكند كه در نهايت هم خداوند آنها را نصرت بخشيد . همچنين دربارهء داستان حضرت موسى و حضرت خضر مىگويد : قرآن از نقل اين وقايع ، هدفى جز اين ندارد كه به مردم بياموزد كه در عالم وجود ، قضاياى شگفتى وجود دارند و اين كه انسانيت بسيار شبيه به يك بدن است . اگر بقاى اين بدن با قطع عضوى از آن امكانپذير باشد يا بقاى آن عضو به جسم ضرر بزند و آن را بيمار سازد ، حكمت ايجاب مىكند كه آن بدن را حفظ كنيم و آن چه را موجب نابودىاش مىشود ، قطع نماييم . از نظر او در زمان نبوت نيز مردم يك چنين وضعى داشتند . و اين داستان در واقع ، ضرورت به كار بردن شمشير را مىرساند . آن چه هم از داستانهاى قرآن مورد نظر است همين اهداف عملى دينى است . « 1 »
در قصهء حضرت آدم نيز سه نكته نهفته است . از جمله اين كه در اين داستان ، خداوند با اشاره به مغالطهء ابليس در احتجاجش با خداوند ، بطلان سخن كسانى را مىنماياند كه هنگام ارتكاب گناه مىگويند :
« وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها »
. « 2 » آنان تشريع موروثى آبا و اجدادشان را معتبر مىشمارند و ابليس اصل را مايهء فضيلت و برترى تلقى مىكند . « 3 »
داستان حضرت موسى براى ما درسهاى بسيار دارد . آن چه از حكايت آيات موسى و عذابهاى قوم فرعون ، براى ما نافع است اين است كه خداوند از سختىها ، گرفتارىها و بلايايى كه بر سر قومى فرود مىآورد ، بيدارى و ترقى آن قوم را اراده كرده است . اگر آن مردمان همچون طين ( گل ) باشند در اين كوره ، بر صلابت و استوارىشان افزوده خواهد شد . . . و اگر چون برف يا زبد ( كف ) باشند ، اين آتش ، آنها را نرم كرده و با خشوع و خضوع سر تسليم فرو خواهند آورد . او سپس به موقعيت مسلمانان معاصرش ، اشاره مىكند و مىگويد : خداوند هم اكنون اين كار را با مسلمانان در شرق و غرب كرهء زمين
هامش
( 1 ) . همان ، ج 9 ، ص 211 .
( 2 ) . و وقتى عمل بسيار زشتى انجام دادند ، گفتند : پدران خود را بر آن يافتيم و خداوند ما را به آن امر فرمود .
سورهء اعراف ، آيهء 128 .
( 3 ) . الجواهر ، ج 4 ، ص 147 .