امرى فطرى است كه فطرت پاك و دست نخوردهء بشر به آن گواهى مىدهد . « 1 »
ج - بسيارى از مردم ، پدران يا فرزندانشان را در خواب مىبينند كه به آنها نشانى گنجى را مىدهند يا به پرداخت دينى سفارش مىكنند . آنها نيز هنگام بيدار شدن و پس از بررسى به درستى اين امور پى مىبرند . پس بايد گفت كه آنها وجود دارند ، اگر چه بدنهايشان مرده است . « 1 »
د - مفسر جواهر دليل ديگرى نيز براى اثبات وجود ملائكه مىآورد ، دليلى كه عقل از مشاهدهء جهان پيرامون به آن مىرسد . او به طيف گستردهء جانداران از حيث كمال اشاره مىكند كه از حشره به آهو ، شير ، ميمون ، انسان و به فرد حكيم عالم تغيير مىكند .
با توجه به آن كه نهايت اعلاى اين طيف ، علم و حكمت قرار دارد ، آيا نمىتوان قياس كرد كه همانطور كه در طرف نقص آن ، جمادات يا كرمها كه پستترين حيوانات هستند ، قرار دارند ، در طرف كمال آن نيز ملائكه وجود دارند كه قوهء ادراك در آنها كامل است ؟ و در واقع ، به طور اجمال اينگونه مطرح مىكنيم كه در حيوانات شهوت بدون عقل وجود دارد و در انسان شهوت با عقل . آيا نمىتوان نتيجه گرفت كه در عالم وجود ، عقل بدون شهوت « 3 » وجود داشته باشد ؟
ه - طنطاوى براى اثبات وجود ملائكه و شياطين ، همانگونه كه شاهد بوديم ، دلايل مختلفى مىآورد . مواردى كه تنها قانعكننده است ، اما يقين و اطمينان را به دنبال ندارد . او سخنان فلاسفه را در اثبات اين عالم غير مادى ، دلايل اقناعى مىنامد .
و طريقهء صوفيه و اهل مكاشفه را نيز تنها براى خود آنها يقينى و براى ديگران معرفى مىكند . « 4 » محكمترين و مطمئنترين دليل او دليلى غير از اين موارد چهارگانه است و آن دليل يگانهء منحصر به فرد ، احضار ارواح است كه او بر آن ، نام علم مىنهد . او با افتخار مىگويد : آن چه قرآن به ما مىآموخت ، امروزه از راه « علم احضار ارواح » در سراسر عالم فراگرفته مىشود . و هم اكنون مردم مىدانند كه عالمهاى روحانىيى وجود دارند كه به ما نفع مىرسانند و تدبير امور ما را بر عهده دارند . « 5 » و در جاى ديگر مىگويد :
جهان پنهانى كه تاكنون تنها از طريق وحى اثبات آن امكانپذير بود و عقل هم بر آن
هامش
( 1 ) همان ، ج 2 ، ص 108 - 111 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 55 و 56 .
( 4 ) . همان ، ص 57 .
( 5 ) . همان ، ج 25 ، ص 89 و 90 .