و نورى كه از خورشيد بر ماه تابيده مىشود ، به وحىيى مىماند كه از خداوند به پيامبران با وساطت ملائكه فرستاده مىشود . « 1 »
ماهيت جن و ملائكه
مؤلف جواهر ، در جلد اول ، نظريات حكما و صاحبان مذاهب مختلف ، در مورد ملائكه را نقل مىكند . نخست نظر علماى اسلام ، كه آنها را اجسام هوايى لطيفى مىدانند كه مىتواند به صورتهاى گوناگون در آيند و محل استقرارشان هم در آسمانها است .
دوم ، نظر برخى بتپرستان كه آنها را فرستادگان بديمن و خوشيمن ستارگان مىدانند .
آنها بر اين باورند كه ستارگان نيز مانند انسان ، موجوداتى عاقل و زنده هستند كه توسط ملائكه اداره مىشوند ، همانگونه كه نفس ما جسممان را اداره مىكند . سوم ، عقيدهء زرتشتىها و ثنوىها مبنى بر اين كه شياطين از ظلمت و ملائكه از نورند . و چهارم اعتقاد مسيحيان كه ملائكه را ارواح بشرى پاك ، و شياطين را ارواح خبيث انسانى مىدانند ، البته هنگامى كه بدن را ترك گفته باشند . و پنجم هم نظر فلاسفه دربارهء ملائكه . « 2 » او در اين موضع به جرح و تعديل نظريات نمىپردازد و رأى منتخب خود را اعلام نمىكند .
اما در ضمن تفسير آيات ديگر مىتوان به نظر او در اين باره دست يافت . در جلد دوم ، از قول فخر رازى به نظر عدهاى اشاره مىكند كه احتمال مىدهند ملائكه و شياطين ، ارواح پاك و خبيث مردم ، پس از مرگ باشند . او همين سخن را از اخوان الصفا نيز نقل مىكند . « 3 » در جلد بيست و يكم نيز همين مطالب را بار ديگر از قول فخر و اخوان الصفا نقل كرده ، سخن آنها را با گفتهء غربىها دربارهء عالم ارواح منطبق مىيابد . « 4 » و در جلد چهارم همان تفسير ، ملائكه و شياطين را بر مبناى علم جديد ارواح و سخن امام غزالى و فخر رازى چنين تبيين مىكند كه ارواح شرير مردم ، آرزو مىكنند تا به لذات دنيا باز گردند . و چون از آن محرومند ، به وسوسهء كسانى مىپردازند كه از نظر روحى همسنخ آنها هستند . بنا بر اين ، فاسق گمراه ، زنده يا مرده گمراهى را تعليم مىدهد ؛ همانطور كه گفته شده ارواح مردم بد ، به شياطين ملحق مىشوند و ارواح مردم
هامش
( 1 ) . همان ، ص 278 - 279 .
( 2 ) . همان ، ص 56 و 57 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 108 - 111 .
( 4 ) . همان ، ج 21 ، ص 128 و 129 .