را ايمان به خدا و جهان آخرت و ملائكه و كتابهاى آسمانى معرفى مىكند . « 1 »
استدلال بر وجود عالمى ماوراى اين جهان مادى كه ملائكه و جن بدان تعلق دارند
اين موضوعى است كه صاحب تفسير جواهر ، همّ خود را به آن مصروف داشته و آن را محور اصلى بحث قرار داده است . طنطاوى معتقد است كه جن و ملائكه به عالمى تعلق دارند كه از نظرها پنهان است ، عالمى كه وحى ، ما را از آن مطلع مىسازد ، اما عقل براى آن دليلى ندارد . « 2 » او در دنيايى زندگى مىكند كه پيشرفتهاى علم تجربى ، ذهنيت ويژهاى به مردمان عصرش بخشيده و موجب شده تا بسيارى از مردم ، به ويژه روشنفكران ، از پذيرش آن چه عقل با آن آشنا نيست سر باز زنند و وجود چنين عوالمى را انكار كنند ، اگر چه از طريق نقل ثابت شود ، وحى آن را تأييد كند و تمامى زندگان به آن ايمان آورند . « 3 »
از نظر آنها دستيابى علم ، به علت بيمارىها و ناتوانىها در انسان ، حيوان و گياه با كشف ميكرب ، موجب مىشود تا نه تنها وجود هر علتى جز سوء تغذيه و حالتهاى قابل مشاهدهء مشابه براى بيمارىهاى انسان و گياهان و حيوانات را نفى كنيم ، بلكه همچنين به ما مىفهماند كه سر منشأ افكار خوب و بدمان را نيز در حالتها ، آموزشها و استعدادهايمان بجوييم . در اين ميان ، ديگر جايى براى ملائكه و شيطان نمىماند .
چگونه مىتوان پذيرفت و تصديق كرد كه شياطين ما را گمراه مىسازند و ملائكه هدايتمان مىكنند ؟ « 3 » براى كسانى كه اين گونه مىانديشند نمىتوان به وحى و نقل استدلال كرد و بايد راهى غير از اين پيمود و برهانى ديگر اقامه نمود . طنطاوى در پاسخ به اين اشكال ، تلاش خود را بر اثبات وجود عالم ملائكه و شيطان متمركز مىكند و مىكوشد بدون استناد به وحى و نقل ، آن را پاسخ گويد .
الف - او استدلالى را از كتابى كه به قلم عالمان هندى نوشته شده ، نقل مىكند .
خلاصهء سخن آنان اين است كه همه مردم ، در شرق و غرب عالم ، سخن عالمان هر رشتهاى را مىپذيرند و نظريات و عقايد آنها را باور دارند . اگر پزشكان به آنها از بروز و با
هامش
( 1 ) . الجواهر ، ج 1 ، ص 169 ؛ نيز ر . ك : ج 3 ، ص 100 .
( 2 ) . همان ، ج 24 ، ص 275 .
( 3 ) همان ، ج 2 ، ص 106 - 108 .